اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۹۸

7
  • إذ المنظور إلیه فى تقسیم الشیء إلى الأمور الثلاثه حاله فى نفسه زیرا آن كه ما به آن نظر داریم در تقسیم شیء به سه امر به واجب و ممتنع و امكان، آن منظورٌ الیه ما حال شیء فى نفسه، حال ماهیت است خودش، ما بدون قطع نظر مقیسا إلى الوجود در حال قیاس به وجود یعنى ماهیت را ما در نظر مى‌گیریم، كلى بالقیاس إلى الوجود، اما أن یكون واجباً، اما أن یكون ممتنعا، و إما أن یكون ممكناً، ماهیت زید بالقیاس إلى وجود زید، یكون ممكناً، ماهیت شریك البارى بالقیاس إلى شریك البارى یكون ممتنعاً، ماهیت واجب الوجود بالقیاس إلى واجب الوجود یكون واجباً، این فلوکان یعنى ماهیت كه نه، منظور إنیت است نه جدا، لو کان المفروض واجبا معنى غیر فس الوجود، اگر آن كه فرض شده است واجب كه واجب باشد یك معنایى باشد غیر خود وجود، یعنى یك ماهیتى باشد آن ماهیت جداى از وجود، آن ماهیت خودش فى حد نفسه چه باشد؟ واجب باشد. یکون معنى کلیا این یك معناى كلى است كه جزئیات و افرادى دارد به حسب تعقل و به حسب ذهن و تلك الجزئیات، این افراد إما أن یکون جمیعها ممتعنه لذاتها، یا همه اش لذاته ممتنع است، براى ذات خودش، براى آن ماهیت، یعنى افراد این ماهیت ممتنع الوجود هستند، یا افراد این ماهیت واجب هستند و واجب الوجود هستند، یا ممكن الوجود هستند، وشقوق الثلاثه تمامش باطل است، إذ الأول ینافى الوجوب و الوجود زیرا اگر همه افراد این ماهیت ممتنع الوجود هستند، پس بنابراین یك فرد از این ماهیت هم نباید در خارج پیدا كنید در حالتى كه شریك البارى تحقق پیدا كرده والثانى ینافى العدم‌، اگر همه این افراد ماهیت، واجب الوجود باشند، پس چرا فقط یك فرد در خارج پیدا كرده این با عدم منافات دارد در صورتى كه همه افراد باید در خارج تحقق پیدا بكند، فى عدم، در آن افرادى كه واقع نشده وجود پیدا نكرده و سوم اینكه اگر این افراد ماهیت ممكن الوجود باشند ینافى الوجوب فیما یفرض واقعاً این منافات دارد با وجوب در آن كه، چیست؟ واقع شده، یعنى واجب الوجود منقلب مى‌شود به ممكن الوجود وبطلان شقوق التالى تمامش مستلزم بطلان مقدم است كه چه باشد؟ كه این امر، امر ماهیت غیر از چى باشد؟ غیر از ذات واجب باشد و هو کون الواجب معنى غیر الوجودواجب یك ماهیت باشد غیر از وجود فإذن إن کان فى الوجود واجب بالذات‌، اگر در عالم وجود، یك واجب الوجود بالذاتى داشته باشیم، معنایش این است لیس إلا الوجود الصرف، باید یك وجود صرف متأكد و متشخصى باشد بنفسه لا یلحقه عموم و لاخصوص، نه عمومى و نه خصوصى در این جا بیاید و به این ملحق بشود.