جلسه ۱۰۴
11کما خالف حقیقه الله تعالى ماهیات الممکنات فى اللوازم همان طورى كه حقیقت خداى تعالى مخالف با ماهیات در لوازم هست، چون خداى متعال ماهیتش واجب است و ممكنات ماهیتشان امكان است کذلک یخالف وجوداتها فى اللوازم همین طور از نقطه نظر وجود اینها مخالف هم هستند لأن وجوده یقتضى التجرّد و الوجوب و وجودات الممتنات تقتضى الإمکان و القیام بالغیر چون وجود بارى تعالى اقتضاى تجرد و وجوب را مىكند و وجودات ممكنات اقتضاى امكان و قیام بالغیر را مىكنند فإن صحّ الاستدلال بالختلاف اللوازم على اختلاف الملزومات وجب أن یکون حقیقه الله تعالى مخالفه لوجودات الممکنات فى الماهیه. اگر شما كه خصم هستید مىآیید با اختلاف لوازم بر اختلاف ملزومات استدلال مىكنید، باید در این جا هم، همین مطلب را بگویید كه: حقیقت خداى تعالى با وجودات ممكنات در ماهیت مخالف است. ماهیتاً خود وجود خداى تعالى با وجود ممكنات در تعارض است در حالتى كه شما این را نمىتوانید قبول كنید.
وهو خلاف ما ذهبوا الیه. یعنى خود این خصم قبول دارد كه وجودات ممكنات با وجود بارى تعالى مساوى است. یعنى اول آمده است. این فرض را پذیرفته كه اختلاف در وجود نیست، اگر اختلاف در وجود بود كه نیاز به این همه استدلال نداشتیم؛ ما [مستشكل] كه قائل به غیریت ماهیت با وجود واجب هستیم، ما اول بناء را بر این گذاشتیم كه بین وجود واجب و بین وجود ممكن فرقى نیست؛ این را قبول كردیم و متسالمٌ علیه طرفین شد، حالا مىآییم سراغ اینكه این اختلاف از كجا آمده؟ این اختلاف كه به وجود برنمىگردد، پس باید به ماهیت برگردد، شما نمىتوانید همان مفروض او را دعوا و ادعا بر علیه خودش قرار بدهید و به او بر گردانید؛ بله از راه اختلاف لوازم موجب اختلاف ملزوم هست، نمىتوانى استدلال علیه خصم بیاورى، چون خود خصم در اینجا به وحدت بین وجود واجب الوجود و ممكن در یقین دارد، مگر این كه شما این استدلال را از او بگیرید كه نه آقا بین وجود واجب و بین وجود ممكن تفاوت است، در این صورت همان نظر مشائین مىشود؛ ولى خصم در اینجا در این اعتقاد خودش محّق است كه وجود واجب با وجود ممكن مساوى هستند، البته شدّت و ضعف دارند، ولى در اصل الوجود مساوى هستند، پس این اختلاف واجب و ممكن از كجا آمد؟ این به ماهیت اینها بر مىگردد. این یك مطلب.

