جلسه ۱۰۴
12البته مطلب دیگرى كه در اینجا هست و ایشان اشاره نكردهاند این است كه: اصلا وجوب و امكان دو امرى هستند كه به نفس وجود برمىگردند یعنى خود وجود من حیث الشدّه و الضعف. كه در لابلاى مطالبشان در قبل هم بود و بهتر بود به این اشاره كنند و مكتب مشائین را نیاورند.
الحق على طریق مکتب المشاعین یعنى همان طریقه حقه را بیاورند بر این كه: نفس تمامیت وجود تام، اقتضا وجوب را مىكند این نه امرى غیر از تمامیت كه اسم او را ماهیت بگذارید، نه همین نفس تمامیت وجود كه جداى از وجود نیست اقتضاى وجوب را مىكند؛ و اما در ناحیه امكان، وجود اقتضاى امكان را نمىكند، ماهیت اقتضاى امكان را مىكند. یعنى اصلا در اینجا دو لازمى است كه دو ملزوم جدا دارد، در مورد واجب متعال وجوب به ماهیت واجب بر نمىگردد به وجود او بر مىگردد، در ناحیه ممكنات امكان به وجود آنها بر نمىگردد به ماهیت آنها به لحاظ وصف وجود بر آنها بر مىگردد.
بنابراین اصلا در این جا اختلاف در دو لازم در دو ناحیه مختلفٌ فیه است نه اینكه در یك نقطه یكى واجب باشد و یكى ممكن باشد، كه شما مسأله را به ماهیت بر گردانید؛ نه در واجب به وجود واجب بر مىگردد، در ممكن به ماهیت ممكن برمىگردد؛ و این دو تا اصلا ربطى به هم دیگر ندارند.
فالحق فى الجواب على طریقة المشائین أن یقال أن وجود الواجب لا یساوى وجودات الممکنات فى حقیقة الوجود بل یشارکها فى مفهوم الموجودیة العامه التى هى من المعقولات الثانیة یعنى در معقولات ثانیه ظرف اتصاف در ذهن است و ظرف عروض در خارج است. این معقولات ثانیه این مفهوم موجودیت یك مفهوم واحد است؛ وقتى كه مفهوم، مفهوم واحد شد گرچه ما بهازاى خارجى او مختلف است ولى به لحاظ مفهوم وجود ما وجوب و امكان را بر این دو ملزوم و بر این دو ذات بار مىكنیم. بله در خارج آن وجود با آن وجود با هم فرق مىكنند. ولى مفهومى كه آن مفهوم مصحّح اطلاق امكان بر این و وجوب بر آن است واحد است. البته اشكالى هم كه پیش مىآید خدمتتان عرض كردم.

