اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(3) في أن واجب الوجود إنيته ماهيته

نسخه عربی

جلسه ۱۱۳

8
  •  پس بنابراین این طور نیست كه باید اول وجود خاص عارض بر آن ماهیت بشود بعدا آن وجودى كه مقابل عدم است كه آن معناى وجود كلى است باید بیاید عارض بشود.

  • (لا نزاع لاحد فى زیاده مفهوم الکون العام و حصه التى هى نفس ذلک المفهوم) در این كه مفهوم كون عام و حصتش كه نفس این مفهوم است با خصوصیه ما چه مفهوم عام، چه حصه اش، لا ما صدق علیه (هو من الوجودات المتخالفه نه آن مصادیق این مفهوم عام و مصادیق حصه كه از وجودات مخالفه است. هیچ كسى شك ندارد كه این مفهوم كون عام، این مفهوم زائد است، این زیادى دارد و اولویتى در این جا وجود ندارد بر آن وجود خاص و عدم اولویت، بلكه یك معناى زائدى است. و اشكال در این وارد نیست.

  •  صحبت در آن وجود خاص است كه آیا آن وجود خاص عارض بر ماهیت بارى است یا آن كه آن وجود خاص عین ماهیت بارى است، صحبت در آن است. اما این كه این مفهوم كون عام زائد است شكى در این نداریم انما النزاع اختلاف در این است كه در وجود خاص هل هو عین حقیقه الواجب أم زاید علیه عارض بر ماهیت بارى است یا عین حقیقت ماهیت بارى است صحبت در این است (فان وقع فى کلامهم) اگر در كلام این ها واقع شده كه فرمودند ان الوجود المشترک عین فى الواجب) وجود مشترك كه معناى كلى است، این عین در واجب الوجود است، نباید این طور باشد و زائد است بر ممكن (کان معناه ان مصداق حمله) مصداق وجود مشترك كه وجود خاص است و اختصاص بذات پروردگار دارد، نه آن مفهوم، آن مفهوم عین ذات كه نمى‌شود باشد. مفاهیم با آن كون خارجى دو تا هستند. نمى‌توانید شما بگویید كه مفهوم ذهنى من عین همین شیء خارجى است. مفهوم، مربوط به تصورات ذهنى است، كون خارجى مربوط به اعیان خارجى است.1

    1. سؤال: مصداقش هم همان وجود خاص است؟
      جواب: بله ديگر، منظور از وجود مشترک مصداقش است.
      سؤال: يعنى منظور از وجود عام، وجود خاص است؟ يعنى معنى و معنايش اين مى‌شود
      جواب: مصداق او، نه اين که نفس او، اين که مى‌گويند وجود مشترک در ذات بارى عين است و در ممکنات زائد است و عارض است معنايش اين است که مصداق اين وجود مشترک که وجود خاص است عين ذات بارى است، اما در ممکنات عارض بر ماهيات ممکن است. چون قبل از اين که اين وجود عارض بر ماهيت باشد، ماهيت که در مقام تقرر خودش باقى است، آن عدم الابأ از وجود و عدم است.