جلسه ۱۱۳
9(و فى الممکنات لیس کذلک) این اشكال از وجه اول،
اما اشكال از وجه دوم كه گفتند وجود خاص یا مصداق براى كون است یا مصداق براى كون نیست، جواب این است كه كون در این جا ماهیت نیست. كون در این جا یك معناى سعى است (فبان الوجود لیس بکلى) وجود كلى نیست، كلى طبیعى نیست كه ماهیت باشد تا این كه شما بگویید كه آن ماهیت، آن وجود خاص مىشود مصداقش، پس بنا براین یا این كلى جنس است یا نوع است این یك معناى عام سعى است. بین معناى عام سعى و بین ماهیت فرق است، ممكن است یك چیزى عام باشد ولى ماهیت نباشد، بخاطر این كه وجود، ماهیت ندارد. چون مركب نشده از چیزى، ولى در عین حال عام هست و سعه نسبت به تمام مصادیقش دارد. وان کان مطلقا اگر چه مطلق و مشترك است، ولى این ماهیت نیست تا این كه از عروضش بر آن وجود استحاله تركب ذات بارى از ماهیت پیدا بشود. نه! یك عام و مطلق و مشترك است (فتامل فى هذا المقام فانک لوعرفت) اگر ما مىدانستیم (هذا المعنى فى الوجود صرت من الراسخین فى العلم) كه چطور است كه یك شیئى كه بدون این كه ماهیت كلى است، ولى یك معناى عام سعى دارد. این همان مسئله صرافت و بساطت وجود است كه بحتش را خیلى كردیم و باز هم خواهد آمد.

