جلسه ۱۱۳
1بسم الله الرحمن الرحیم
عینیت وجود واجب با انیت آن
عرض شد كه در بیانات ابن سینا، بوعلى، همین مسئله به نحوى مطرح شده یعنى قضیه عینیت وجود واجب با انیت آن. و عدم افتراق بین ذات واجب و بین وجود واجب. به این بیان كه در مورد حقیقت و ذات واجب، خود وجود واجب متحد با ذات او و وجود، عین ذات او است. و اطلاق واجب یا اطلاق موجود، بر ذات واجب، اگر به لحاظ واقع بخواهیم نگاه بكنیم بدون عنایت و بدون دخالت ذات در این جا هست. و اگر بخواهیم با مسامحه بگوییم، یعنى ذو وجوب یا ذو وجود بخواهیم بگوییم، در این جا این «ذو» دلالت بر حقیقت واجب مىكند. و وجود در این جا به معناى عام شمولى است، نه به معناى آن وجود خاص است كه از ناحیه فاعل مفاض بر ممكنات خواهد بود.
در مورد سایر ماهیات، آن ماهیت به واسطه امكان ذاتى خود، استجلاب وجود خاص را مىكند. یعنى آن وجود خاص بیاید و بر آن ماهیت، عارض بشود و این ممكن در خارج متحقق بشود. به واسطه عروض وجود خاص كه همان تعین خارجى است، بر ماهیت آن حصه از وجود كه به معناى عام سعى است یا آن مفهوم عام خود، هر كدام از این دو، اینان عارض بر آن ماهیت ممكنه خواهد شد بواسطه عروض وجود با لتقدم و الاولویه قبل از عروض آن مفهوم عام، بر آن ماهیت،
بناءًا على هذا دیگر اشكالى در این جا باقى نمىماند، كه ما بگوییم آن وجود به معناى كلى یعنى كلى طبیعى آیا نفس الوجود الخاص است؟ یا جزء الوجود الخاص است. كه اگر جزء الوجود باشد، پس لازمه اش این است كه ذات بارى، مركب مىشود از یك ماهیتى كه یك جزء آن وجود عام است. و جزء دیگر آن تشخص او است. كه این محال است. و خود مستشكل هم همین را مىفرماید.

