جلسه ۱۱۵
6یعنى اگر شما مىخواهید یك تعینى را در خارج ببینید، یك علمى را در خارج بخواهید ببینید، این علم (لیس الا تنزل علمه الكلى) همان علم كلى است، كه الان به این صورت جزئى در آمده،
اگر شما یك جمالى را در خارج مىبینید (لیس الا تنزل جمال كلى حق) هست كه در خارج به این شكل در آمده.
اگر شما در خارج از یك شخصى، یك رحمت و عطوفتى را مىبینید كه به یك فقیرى ابراز كرده، نباید بگویید، عجب آدم خوبى، نه، باید ببینید آن مقام رحمت و رحمانیت اوست كه الان در این جا به این صورت بروز پیدا مىكند.
مىگویند یك روز حضرت عیسى داشت از یك جا مىگذشت، دید یك مادرى دارد خودش را براى بچه اش مىكشد، اى قربانت بگردم، اى فدایت شوم، عمر منى، دین منى، دنیاى منى، آخرت منى، باباى منى. حضرت عیسى دید این مادر خیلى دارد تاقچه بالا مىگذارد، گفت: خدایا چه خبر است! این مادر این قدر براى بچه اش كه بچه شیرخورى است دارد خودش را مىكشد. خدا گفت: كارى ندارد الان محبتش را از او مىگیرم! یك دفعه مادر بچه اش را گذاشت و گفت: چرا دارم براى تو ...... برو پى كارت، و رفت. بچه شروع به جیغ زدن كرد، حضرت عیسى گفت: خدایا این بچّه مىمیرد، مادر را برگردان دوباره برگشت و گفت: اى خاك بر سرم، من ترا رها كردم، نمىدانم چرا این كار را كردم. خدا مرا بكشد.
این ها فقط همان. مقام رحمت و رحمانیت او است كه در این مادر به این صورت جلوه مىكند. وگرنه مىگوید به من مربوط نیست.
پس ادراك تمام صفات جمال و جلال در اشیا، (لیس الا ادراك) آن حقیقت كلى.
ذات هم همین طوراست. اگر شما بخواهید ذات یك شى را واقعا ادراك بكنید، این ادراك (لیس الا تنزل ذات) او كه به این صور در خارج در آمده است. پس هم در مقام صفات و هم در مقام ذات لیس فى عالم الوجود الا تنزل صفاته الجلالیه و الجمالیه و الا تنزل ذاته).

