جلسه ۱۱۷
10پس شما بگوئید كه اگرعروض لازمه اش است بر همه باید باشد، اگر لا عروض لازمهاش است بر همه باید باشد، اگر اقتضا نمىكند هیچ كدام هم محالیت لازم بیاید. این حرف را نمىتوانیم بزنیم. چون ممكن است كه حقائق مصادیق یك مفهوم واحد متفاوت باشند. بله، وقتى كه تفاوت داشته باشند پس بنابراین عروض دیگر وصف ذاتى براى طبیعت نخواهد بود كه در همه موارد صدق بكند چون حقائق كه اصلًا تفاوت پیدا مىكند. در یك جا وجود عارض است، در یك جا كه وجود حق است عارض نیست بلكه نفس ذاتش هست. کیف و قد سبق أن الوجود مقول علیها بالتشکیک وجود مقول بر همه این افراد به تشكیك است. بالتشکیک و انه فى الواجب أقدم و أولى و أشد وجود در واجب أقدم و اولى و اشد است فى الممکن در ممكن.
پس بنابراین وقتى كه مراتب وجود مختلف شد، این عروض و لا عروض هم ممكن است ما بگوئیم كه جزء ذاتیات وجود نیست. در مراتب ضعیف چه ماهیات هم این عروض عارض بر ماهیات مىشود. در آن مرتبه بالا كه مرتبه تجرد محض است، عروض در آنجا لازمه مفهوم وجود نخواهد بود. بلكه در آنجا وجود عین ذات خواهد بود. این اشكالى كه مرحوم آخوند دارند این است.

