جلسه ۱۲۰
12انما الكلام در اینكه وجود به حسب مراتب خودش به یك مراتب متعینه متدرّج الحصول فى الخارج مىرسد. یعنى تا مرحله عالم صور اینها نیازى به تدرّج ندارند. اما همین كه مىخواهد این صورت متبّدل به ماده و صورت بشود، آن صور مثالیه، اینجاست كه تدرّج و زمان و تدریج در این نشئه تغیر پیدا مىكند. بناءًا على هذا آنچه كه در خارج تحّقق پیدا مىكند از نقطه نظر ادراك افرادى كه در آن مرتبه یعنى زمانیات هستند، مثل ما در عالم كون و زمان و مكان هستند، اینها تدریج و تغیر مى بینند. از نقطه نظر خود نفس وجود و شوائب وجود و صفات نازله از وجود در انجا این مسأله جزء ثابتات خواهد بود. پس این مسأله ثابتات خیال نكنید كه فقط اختصاص دارد به صور برزخیه و عالم ملكوت و مبدعات و عقول مجرده، نفس ماده و صورت، نفس این قضیه از نقطه نظر ما كه هم رتبه و هم سو با این ماده حركت مىكنیم، از دید ما تغییر و تبّدل در این ماده و صورت متحقّق است. اما از دید آن ذواتى كه آنها ما فوق ماده و صورت هستند، نفس این تغییر و تبّدلات انها مثل عالم ثابتات چیست؟ ثابت خواهد بود. پس بنابراین اشكالى كه در بعضى از این حواشى كردهاند، در اینكه ممكن است كه بر بعضى از این صفات از نقطه نظر انتسابش به حق داراى جزو نسب اضافى باشند، در انجا چه قضیه بار مىشود، علاوه بر این كه آنها داراى صفات كمالیه نیستند، بر فرض هم اگر صفت كمالیه باشند، در عالم ثابتات حالت انتظار وجود ندارد. اینجاست كه وقتى ذات نظر به ذات خود مىكند، تمام این تغییر و تغیرات را در ذات خود دفعه واحده و در رتبه واحده احساس مىكند. این مقام تفصیل در اجمال است.
سؤال: فرض مسأله این است كه رازقى باشد و مرزوقى نباشد.

