جلسه ۱۲۰
13جواب: آن دیگر رازق نیست، اینكه (رازق حیث لا مرزوق) یك وقتى ما مىخواهیم با عبارات بازى كنیم فرض كنید كه به آب فرض كنید كه مىگوئیم خبز. یك وقتى نه واقعاً به ماء به این خصوصیت و به این لحاظ ما مىگوئیم ماء. رازقى كه در آنجا هست یك وقتى منظور از رزق، رزق نسبت به عوالم علوى است، رزق نسبت به مجردات و عقول است. اینها ربطى به ماده ندارد، اینها مبدعاتند و محكوم به زمان و مكان و تدریجى الحصول نیستند. ما این حرف را نمىخواهیم بزنیم. ما مىگوئیم اصلًا منظور امیرالمومنین «علیه السلام» حتى شامل عالم ماده و كون و فساد هم خواهد شد ما این را مىخواهیم بدانیم. این مسأله كه مىفرماید (رازق حیث لا مرزوق) عیناً مانند آن عبارتى است كه مىفرماید: (كان الله و لم یكن معه شیء) بعد مىگوید: (و الآن كما كان) عین همان است. (رازق حیث لا مرزوق) یعنى در مقام ذات، آن
جواب: نه، خصوصیتش، صورت خارج، فرض كنید من باب مثال زیدى كه مىخواهد ده سال دیگر بوجود بیاید واقعاً الان نیست. آیا الان مىتوانیم بگوئیم رازق بالنسبه به آن زید؟ نمىتوانیم بگوئیم چون هنوز زیدى وجود ندارد مگر به یك اعتبار بعید كه خداوند متعال الان سلسله اسباب را به طرف تولّد زید فراهم مىكند. این یك توجیه است یعنى زیدى كه مىخواهد ده سال دیگر بوجود بیاید، بالاخره یك مقدماتى باید طى بشود.
سؤال: مرزوق مىشود تصّور كرد.
جواب: حالا مرزوق هم مىشود. منتهى صحبت در اینجاست آن مرزوق یك وقت مرزوق فعلى است، یك وقت مرزوق استعدادى است. مرزوق فعلى فعّلا نیست و ده سال دیگر پیدا مىشود. حالا با وجود چنین مسألهاى رازق حیث لا مرزوق، اگر اینطور باشد مقدمات باشد، خوب این چیز مهمى نیست و در اینجا ما نمىتوانیم بگوئیم كه به اعتبار ما یعول حضرت فرموده، این مجاز است. اعتبار ما یعول مجاز است. واقعاً حضرت مىفرمایند: (رازق حیث لا مرزوق).

