
جلسه ۱۳۴
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته نکته ها وگفته های استاد: کان اللَه و لم یکن معه شیء و الآن کما کان
جلسه ۱۳۴
24میرزاى كذایى میرزا حسن یكى را تقریباً مثل خودش یا پایین تر از خودش را مىآید وكیل مىكند دیگر. و آن وكیل ایشان بوده و الان قبرش در اینجاست ما كه مُشرف شدیم هر دفعه كه مىرفتیم یك فاتحه براى مرحوم آقا سید اسماعیل صدر مىخواندم بله. میرزا با آن زرنگى كه داشته حواله اش مىدهد به سید اسماعیل صدر و بعد مىداند كه آن چه كلكى است خلاصه این را مىتواند چیز كند مىآید پیش این و آقا سید اسماعیل صدر مىفهمد میرزا گفته بگذارمش سر كار خلاصه اینهم آنرا مىگذارد سر كار طلبه مىرود توى نجف و یك نامه فحش از اول تا آخر براى مرحوم صدر مىفرستد. آن هم زیرش مىنویسد السلام علیكم زید نامه، نامه را برایش مىفرستد. البته بعد هم یك كمكى به آن مىكند و خوب ما بعضى از نامه ها به این كیفیت مىنوشتیم السلام علیكم نامه را براى طرف مىفرستادیم.
بعضى را مىدیدیم خوب نه این یك دو كلمه هم اضافه كرده یك نامه اى بود، من نوشتم كه من نمىگویم مسیر شما مسیر ناحق و باطل است. هیچوقت من این حرف را نزدم و كسى از من این حرف را تا به حال نشنیده و هر كس این را به من نسبت دهد این تهمت است و افترا، ولى مطلبى را كه مىگویم این است كه اثبات یك شىء نفى ما عد نمىكند و احراز انحصار حق، در این مسیر را هم من نمىكنم، اینهم هست و این باید اثبات بشود و این نامه ایى كه شما دادید متكلّف این امر نیست كه احراز انحصار را در این مسأله بكند و شما در این قضیه اگر چنان كه مایل هستید من در خدمتتان هستم. هیچ كدام نیامدند در یك نامه ایى كه یك كسى به ما داده بود كه ظاهراً با مشورت با بعضیها انجام گرفته بود دیگر خلاصه رطب و یا بسى بود كه در آنجا هر چه شما گم كردید پیدا مىكردید و من درآنجا این را نوشتم كه ما مدعى حقانیت مسیرمان به نحوى كه موجب طرد مسیر دیگران
