جلسه ۱۳۶
11اینها همه اش خلاف است در آن معارف ما و شاخصه هایى كه ما در معارف داریم این شاخصه ها باید محفوظ بماند. مىنویسند، كتاب مىنویسند، را جع به آن جریان مىنویسند فلان آنوقت، مورخ چه مىفهمد مىآید عُرضى مىگیرد مىگوید ما رفتیم مسجد سهله، در مسجد سهله داشتند كوپن پخش مىكردند.
همان مشهد كه ما بودیم سر كوچه مان مسجد سهله بود. كوچه، كذا. مىگویند: اى آقا در مسجد سهله مگر كوپن هم پخش مىكنند؟ بله آقا خود من رفتم خودم رفتم كوپن گرفتم دفترچه بسیج، چى است از این چیزها مثلًا. آنوقت یك دفعه مىآیند مىگویند: ا در مسجد سهله خیلى از این خلطهاى در تاریخ این است علتش اشتباه در اسم است و بسیارى از رواق اینها صحیح و سقیم را هم بخاطر همین خلط عوض مى كنند. اشتراك دارد دیگر.
لذا ما داریم اگر در یك حدیثى اگر راوى مشترك باشد از وثاقت مىافتد. نمىشود به آن عمل كرد. این بحث است. یك راوى است هیچ نشانهاى ندارد یعنى علامت اینكه حالا به سند قبلش نگاه كنیم ببینیم كه خوب به كدام از این دو تا مىخورد اگر نداشته باشیم یك همچنین چیزیهایى را مشخص كند راوى را، این روایت از حجیت مىافتد، ساقط است. مسأله همین است.
آنوقت از همین باب است كه مرحوم آقا مىفرمودند امام نباید به كسى گفت. امام، یك لفظى است كه براى امام وضع شده براى امام گرچه حالا فرض كنید كه ما داریم در تاریخ در قرآن در اینها كه امام را هم در آیات هم داریم، داریم ائمه الكفر همه داریم" فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ"1 بله راجع به قیامت آن آیه دارد این ائمه اینها مىآیند و اینها را داخل در جهنم مىكنند یا در روایات داریم: «لابد من امام بّر او فاجر» صادق بله این چیزها.
ولى در فرهنگ شیعه بعد از زمان امام (علیه السلام) لفظ امام اصطلاحاً این، انصراف به امام معصوم پیدا كرده اصطلاحاً به او اطلاق پیدا كرده. حدّاقلّش در فارسى زبانان این طور بود حالا در فرض كنید كه غیر از اینها عرب اگر بگوید. و این لفظ را وضع كردن براى استعمال این لفظ براى غیر از این مورد، این دیگر در اینجا خلاف شرع مىشود، نه اینكه نه تنها غیر مرضى است بلكه خلاف شرع است. چون آنوقت تبعاتش هم هست، تبعاتش هم ما مىبینیم كه بچه مىآید مىگوید ١٢ امام، یكى هم امام خمینى. بسیار ما دیدیم. آنها كه نمىفهمند. مىگویند ١٣ تا، امام خمینى هم داریم نمىفهمند. اینها تبعات این انحرافاتى است كه پیدا مىشود.
- ١- سوره التوبه (٩) قسمتى از آيه ١٢.

