جلسه ۱۳۶
14اینجاست كه یك پرده و حجابى بین ممكنات و بین خداوند متعال و مبدأ آنها مىافتد و قرار مىگیرد و هر چه از دایره وجود و آن تجرد وجود دورتر بشویم، این پرده ضخیم تر و حجاب بیشتر مىشود.
نكته اى مهم
نكته اى كه در اینجا هست اینست كه ما آن صفات سلبیه و صفات جلالیه اى را كه از حق آن صفات را نفى مىكنیم، آن صفات را یك صفات جداى از دایره انتساب به حق، ما قلمداد مىكنیم در ظرف تعینات خارجى خود. صفات جلالیه اى كه آن صفات براى حق این صفات بنحو سالبه حمل مىشود آنها یك وقتى جداى از مظاهر لحاظ مىشود یك وقتى با لحاظ به مظاهر ما از حق منتفى مىدانیم. یك وقتى نه ما صفات جلالیه را جداى از تعینات، ما در نظر مىگیریم. (ان الله لیس له شریك) ما به تعینات كار نداریم ما به خود خدا نگاه مىكنیم و این صفات را بر او حمل مىكنیم. (ان الله علیم و لیس بجاهل) ما به تعینات كار نداریم فرض مىكنیم كه اصلا خداوند متعال هیچ تعینى را هم خلق نمىفرمود باز این صفات جلالیه بر خود حق با سلب ثابت است. ان الله لیس بمتحیز خداوند مكان برنمىدارد خوب این صفات را ما جداى از تعینات ما در آنجا نگاه مىكنیم یعنى وقتى كه به آن حقیقت وجود نگاه بكنیم مىبینیم در آن حقیقت وجود مكان و زمان نمىگنجد حالا خدا تعینى را در خارج خلق كرده یا نكرده. درست شد این صفات جلالیه اى كه آن صفات را ما از حق منتفى مىدانیم این صفات جلالیه، با مظاهر او كارى ندارم این صفات جلالیه یك صفات سالبه اى است كه با قضیه سالبه ما از حق صفات را منتفى مىدانیم درست شد. این صفات اینها مورد بحث نیست. یعنى این صفاتى كه بدون توجه به تعینات خارج، بدون توجه به آنها ما این صفات را مىآییم چ از حق این صفات را منتفى مىدانیم. این در اینجا این چیز نیست این در آنجا این را به تعینات خارجى كارى ندارد و این صفات، صفات سالبه اى است كه خوب البته برگشتش به یك صفات ثبوتیه است كه همان برگشت صفات با اصطلاح جلالیه به جمالیه مىشود. وقتى كه مىگوییم (ان الله لیس بجاهل) یعنى علیم چه خواجه على، چه على خواجه یا (ان الله لیس بمتحّیز) یعنى (مجرد ان الله لیس بضعیف) یعنى قادر. این به طور كلى صفاتى است كه با عبارت سلب یعنى منظور یك جنبه اثباتى در پشتش نهفته است. این برگشت صفات جلالیه به جمالیه است و خیلى راحت در اینجا بدون خیلى اعمال رویه و تأملى مسأله به این راحتى، قضیه روشن مىشود و بر ملا مىشود

