جلسه ۱۳۶
8خب حالا اگر این حكومت دست همین آقاى شریعتمدارى مى افتاد، دوباره همین. ابو هریره كى است؟ ابو هریره در خودمون است، در خودمون ابو هریره داریم. حالا حالا به این پست دادستانى مىدهند، قضاوت مىدهند، چى چى مجلس مىدهند. نمایندگى مىدهند وكالت مى دهند، وزارت مىدهند، چى چى. همین، همین آقاى دیروزى مخالف دیروزى، مىشود موافق و موالف امروزى. تفاوتى ندارد.
پدر ما از سابق یك روش و مرام خاصى براى خودش داشت. آن موقعى كه الان این آخوندهایى كه الان این قدر سنگ ولایت و فلان فقیه را به سینه مىزنند من خودم با چشم خودم دیدم با همین چشم خودم كه وقتى عبدالله ریاضى رئیس مجلس آمد همین آخوندها جلوى او بلند شدند. همینها در یك مجلسى. تنها كسى كه بلند نشد در آن مجلس، پدر ما بود و من بودم و اخوى. همینطورى نشسته بودیم رفته بودیم در فكر. مجلس روضهاى مال یكى از همین همسایگان بود. برادرزاده همین قائم مقام كه صحبتش را كردیم كه معمّم هست البته مهندس بوده منتهى خواستهاند چون طلبگى و روحانیت از خانوادهشان نرود وقتى كه پدرش فوت مىكند، معمّم بوده بر مىدارند روى سر این، عمامه مىگذارند. بیچاره صرف میر را هم نخوانده. ولى خوب آن هم از اعیان و فلان این چیزها همان نزدیكى منزل ما در تهران خیابان هدایت پیچ شمیران منزل ما بود. بلند نشد. خوب این .... فقط ایشان. آنها هم خوب مىشناسند. آنها هم خوب مىشناسند، همه را مىشناسند، همه، یك به یك، تمام اینها را مىشناسند. مىشناسند كه زیر بار نمىروند مىشناسند. خوب هم مىشناسند.
بله یكى از همین افراد دكتر محمود شهابى بود كه یك وقتى وزیر اوقاف بود در زمان سابق. یك نفر اسم آقا را پیش او برده بود. گفته بود: این آقا این است، این است، این است. گفت: تو دارى براى من آقاى طهرانى را دارى براى من تعریف مىكنى؟ من همین قدر به تو بگویم فقط اگر یك روحانى باشد واقعى، این است.

