جلسه ۱۳۸
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته
جلسه ۱۳۸
2چطور اینکه در نفسِ وجود زید، علم به ذات وجود دارد، سواء اینکه امر دیگری در آنجا باشد یا نباشد. شما الآن به وجود خودتان اطلاع دارید و علم دارید و صرفنظر از قرین و مصاحب خودتان و جریاناتی که در این اتاق میگذرد، به ذات خودتان علم دارید؛ یعنی به حیثیت وجودیۀ خودتان اطلاع دارید؛ این را میگوییم: «علم». این مسئله در مورد علم است.
در مورد قدرت، «خداوند قادر است» یعنی چه؟ یعنی توان انجام فعل و انجام یک عملی را دارد. حال اینکه آن عمل چیست، بحث در آن نیست؛ [اینکه] آن عمل به چه نحو است، بحث در آن نیست. آیا آن عمل از سنخ مجردات است یا مادیات است؛ [اینکه آیا] آن فعل و انفعال، در زمان و مکان است یا در غیرِ زمان و مکان، یا در صُقعِ ربوبی بدون تنازل [است]، بحث در آن نیست. نفسُالقدرة، ولو اینکه این قدرت، اِعمال خارجی نداشته باشد. این نَفسُالقدرة صفتی است که ما از نفسِ وجودِ ذات انتزاع میکنیم و این را اوصاف یا اسماءِ بدون واسطه برای تعلّق به ذات میدانیم.
طبعاً حیات [نیز] همینطور است.
عینیت علم و قدرت با ذات الهی
حال راجع به این [مسائل]، بحث آقایان [علما] در این است که همین علم و همین قدرت، عینِ ذات هستند؛ یعنی سواءٌ [که] بگوییم: «الله» و سواءٌ [که] بگوییم: «علیم»، سواءٌ [که] بگوییم: «الله» و سواء [که] بگوییم: «قدیر»، هیچ تفاوتی بین این دو وجود ندارد و اینها عینِ او هستند.
معنای دقیق عینیت: تمایز «عین» از «مثل»
خب این مسئله برای ما این سؤال را پیش میآورد که این «عینیت» به چه لحاظی در اینجا تحقق دارد؟ [آیا] عینیت، عینیت مفهومى است یا عینیت مصداقى؟ اگر ما بگوییم: «این شیء عینِ اوست نه مثل او»، چون در «مثل» جنبۀ مشارکت باید لحاظ شود؛ ممکن است که متمایزاتی باشد و مشارکاتی باشد و این جنبۀ مثلیت از نقطهنظر متمایزات باشد. این لیوان مثلِ [آن] لیوان است؛ امّا نمیتوانیم بگوییم: «این لیوان عینِ آن لیوان است.»

