جلسه ۱۳۸
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته
جلسه ۱۳۸
9تصور ذهنی و انتزاع مفاهیم از واقعیت خارجی
بهطور کلی، ذهن هر مفهومی را که بخواهد تصور کند، یا از نفس آن عین خارجی این مفهوم را انتزاع کرده، یا اینکه مونتاژ کرده [است]. قطعاتی که هرکدام را یک کارخانه ساخته بود، این قطعات را در این کارخانۀ ماشینسازی جمع کرده و این قطعات را روی هم سوار کرده و تبدیل به یک ماشین کرده است؛ این کاری است که ذهن انجام میدهد.
پس این «مفهوم» در واقع یعنی چه؟ یعنی «تصور ذهنی» که منطبق با یک حقیقت خارجی است. حالا آن حقیقت خارجی، یا بعینه در خارج وجود دارد یا اجزای آن در خارج وجود دارند، خودش بعینه وجود ندارد. پس هر مفهومی را که شما تصور میکنید، این مفهوم را از یک مسئله برداشت کردهاید. امکان ندارد که شما یک مفهوم را بدون تصورتان از یک مسئلۀ خارجی برداشت کنید.
کسی که قوّۀ لامسه ندارد، معنا ندارد که سوزندگی را در ذهن خودش بیاورد. فرض کنید کسی اصلاً قوّۀ لامسه ندارد؛ یک آمپول سِرکننده به او تزریق کردهاند و بهاندازهای قوّی است که نهتنها اعصاب[او] درد را احساس نمیکنند، بلکه اصلاً لمس را هم [درک] نمیکند. از مچ دست به بعد، دست [او] اصلاً لمس است، اصلاً احساس وجود ندارد. [چه] شما دست به او بزنید یا دستش در هوا حرکت بکند، یکی است. اینطور هست ها! وقتی بزنند، لمس میشود.
حالا اگر یک آتش را شما نزدیک دست او بیاورید و هرچه بگویید: «دستت میسوزد»، او همینطور بیربیر به شما نگاه میکند! چون قدرت تشخیص این «عین خارجی» از او سلب شده، قدرت ادراک این «عین خارجی» را الآن ندارد؛ وقتی که قدرت ندارد، از کجا معنای «حرارت» را بفهمد؟! خب معنى ندارد که بفهمد!
نمونه عینی: تمایز و انتزاع مفهوم «ریاست»
بنابراین، برای فهمیدن یک مفهوم، ما احتیاج به یک عین خارجی داریم. تمام مفاهیمی که در لغت وضع شده و آنچه را که همه، حتی بچههای دوساله استعمال میکنند، یک عین خارجی را اوّل فهمیدهاند.

