جلسه ۱۳۸
1بسم الله الرحمن الرحیم
درس یکصد و سی و هشتم
بحث عینیت اسماء و صفات، با ذات باریتعالیٰ(2)
استدلال قائلین به عینیت صفات و اسماء الهی با ذات
راجع به عینیت و عدم عینیتِ اسماء و صفات با ذات حق، مطلب به اینجا رسید که قائلین به عینیت، استناد به ترکیب و مَزج و عروضِ این صفات و اسماء بر ذات حق، و بالتبع نفی وجوب بالذات را از ذات حق کردهاند و لهذا قائل به عینیت ذات با صفات و اسماء شدند.
این مطلب در مورد اسماء و صفاتی که منتزع از نفس ذات هستند که بهعبارت دیگر، در تحقق آنها احتیاج به امرِ زائد بر ذات نیست و بهواسطۀ انتساب و اضافات محقق نمیشوند [و] مانند خالقیت و رازقیت و امثال ذلک [نمیباشند]، بیان شده است.
امّا در مورد صفاتی که در تحقق آنها مقابلْ شرط است [یعنی صفاتی که تحقق آنها مستلزم چیزی بیرون از نفسِ ذات است] و جدا از نفسِ ذات، انتساب به امر دیگری در [آنها] باید لحاظ بشود، بحث در مورد اینها نیامده است.
بررسی صفات و اسماء منتزع از ذات الهی فیحدّ ذاته
بناءًعلیهذا، ما مطلب را در این دو مرتبه مطرح میکنیم:
در مرتبۀ اول، صفاتی که در تعلّق به ذات، احتیاج به امر زائد بر ذات ندارند، بلکه نفسِ تحقق ذات و هویت ذاتیّه اقتضای تحقق آنها را میکند؛ مانند علم، قدرت، مشیت، اراده، حیات. این صفات و اسمائی که نیاز به امر دیگری ندارند، یعنی نفسِ تصور ذات، بدون ملاحظۀ امر دیگری، مقتضی اتصاف ذات به این صفات است.
[به عبارت دیگر،] اگر ما خودِ ذات را در نظر بگیریم و امر زائد بر او را اصلاً در نظر نیاوریم ـ مانند خالقیت و خلق و امثال ذلک ـ این ذات فیحدّنفسه آیا عالم است یا جاهل است؟
فرض کنیم در مرتبهای [از] عالم واقع ـ که منظور از عالم واقع، نفسالامر است نه عالم دنیا ـ بتوانیم خالق را بدون مخلوقی تصور کنیم، یعنی خداوند متعال را بدون اینکه خلقی از او سر زده باشد. اگر بتوانیم چنین موضوعی را تصور کنیم، آیا در آن مرتبه، خداوند عالم است یا نه؟ حال [اینکه] عالم به چیست آن یک مطلب دیگری است؛ عالم به ذات.

