جلسه ۱۳۸
2چطور اینکه در نفسِ وجود زید، علم به ذات وجود دارد، سواء اینکه امر دیگری در آنجا باشد یا نباشد. شما الآن به وجود خودتان اطلاع دارید و علم دارید و صرفنظر از قرین و مصاحب خودتان و جریاناتی که در این اتاق میگذرد، به ذات خودتان علم دارید؛ یعنی به حیثیت وجودیۀ خودتان اطلاع دارید؛ این را میگوییم: «علم». این مسئله در مورد علم است.
در مورد قدرت، «خداوند قادر است» یعنی چه؟ یعنی توان انجام فعل و انجام یک عملی را دارد. حال اینکه آن عمل چیست، بحث در آن نیست؛ [اینکه] آن عمل به چه نحو است، بحث در آن نیست. آیا آن عمل از سنخ مجردات است یا مادیات است؛ [اینکه آیا] آن فعل و انفعال، در زمان و مکان است یا در غیرِ زمان و مکان، یا در صُقعِ ربوبی بدون تنازل [است]، بحث در آن نیست. نفسُالقدرة، ولو اینکه این قدرت، اِعمال خارجی نداشته باشد. این نَفسُالقدرة صفتی است که ما از نفسِ وجودِ ذات انتزاع میکنیم و این را اوصاف یا اسماءِ بدون واسطه برای تعلّق به ذات میدانیم.
طبعاً حیات [نیز] همینطور است.
عینیت علم و قدرت با ذات الهی
حال راجع به این [مسائل]، بحث آقایان [علما] در این است که همین علم و همین قدرت، عینِ ذات هستند؛ یعنی سواءٌ [که] بگوییم: «الله» و سواءٌ [که] بگوییم: «علیم»، سواءٌ [که] بگوییم: «الله» و سواء [که] بگوییم: «قدیر»، هیچ تفاوتی بین این دو وجود ندارد و اینها عینِ او هستند.
معنای دقیق عینیت: تمایز «عین» از «مثل»
خب این مسئله برای ما این سؤال را پیش میآورد که این «عینیت» به چه لحاظی در اینجا تحقق دارد؟ [آیا] عینیت، عینیت مفهومى است یا عینیت مصداقى؟ اگر ما بگوییم: «این شیء عینِ اوست نه مثل او»، چون در «مثل» جنبۀ مشارکت باید لحاظ شود؛ ممکن است که متمایزاتی باشد و مشارکاتی باشد و این جنبۀ مثلیت از نقطهنظر متمایزات باشد. این لیوان مثلِ [آن] لیوان است؛ امّا نمیتوانیم بگوییم: «این لیوان عینِ آن لیوان است.»

