جلسه ۱۳۸
3در فارسی، لفظ «عین» را برای «مثل» بهکار میبرند و این غلط است. «عین» یعنی «خودِ آن شیء». منتها از نقطهنظر مفهومی ممکن است بهنحوِ اجمال و تفصیل، یا بهنحوِ ابهام یا عهد و امثال ذلک، اختلاف باشد.
[رفیق] شما یک لیوانی را امروز میبیند، بعد فراموش میکند. هفتۀ دیگر رفیقتان که سؤال میکند: «این لیوان [تازه در بازار آمده]؟» میگویید: «نه، این لیوان عینِ آن لیوانی است که هفتۀ پیش دیدیم.» یعنی این «مانندِ» آن نیست؛ همان لیوانی که ما در هفتۀ پیش بهنحو عهد ذهنی دیدیم، الآن این لیوان هم همان است؛ منتها تفاوتش فقط یک «نسیان» است.
نسیان در اینجا موجب شده است که این برای ما تداعی [کند] که الان حکم به عینیت برای او را بکنیم والا از اول حکم به عینیت نمیکردیم.
هیچوقت شده که شما در مقابلتان این لیوان باشد و بعد بگویید: «این لیوان عینِ این لیوان است»؟! معنی ندارد؛ چون در مقابلتان حضور دارد. امّا چرا میگویید: «این لیوان عینِ آن لیوانی است [که قبلاً دیدهام] و خودش است»؟! در اینجا یک مسئلهای اتفاق افتاده و آن مسئله بُعد زمانی است، نسیان است، سبقِ یک عهد است و امثال ذلک. امّا حقیقت خارجی لیوان تغییری نکرده و این لیوان سرِ جایش هست.
یک کتابی از شما گم میشود. بعد از یک ماه شخصی میآید به شما یک کتاب میدهد. میگویید: «این کتاب من نیست.» [او] میگوید: «نه، این عین آن کتاب است.» اینکه میگوییم: «عینِ آن کتاب است» یعنی «خودش است»؛ نه «عینِ» فارسی که بهمعنای «مثل» است؛ بلکه میگوید: «این عینِ اوست.»
اینکه میگوییم: «عینِ اوست»، یعنی «خودش است»؛ این خودِ اوست، نه اینکه بگوییم: «این خودِ الآنش است»؛ این «خودِ الآنش» که معنا ندارد! این کتابی که الآن در دست من است، معنا ندارد که بگویم: «این خودش است»؛ خب این در دست من است دیگر. بله، میتوانم بگویم: «این خودش است»؛ یک عهدِ ذهنی در من وجود دارد، بعد میگویم: «این کتاب با آن عهد ذهنیِ من تطبیق میکند.»

