جلسه ۱۴۰
توضیحات:
فصل (4) في أن الواجب لذاته واجب من جميع جهاته
جلسه ۱۴۰
9آنچه در اینجا باید به آن توجه بشود این نكته است: ما گفتیم وجود اطلاقى عین این صورت است در مقام ظهور! خب همین وجود اطلاقى عین آن صورت است در مقام ظهور! ما نتوانستیم و زورمان نرسید كه بین آن دوتا ظهور در خارج جمع كنیم یا در ذهن جمع كنیم، زورمان به آنجا نرسید. ولى از آن طرف بار را هم روى وجود اطلاقى انداختیم و گفتیم: وجود اطلاقى است كه به آن صورت درآمده است. پس وجود اطلاقى عین اوست. وقتى که وجود اطلاقى عین این شد، پس وجود اطلاقى عین صفت دیگر هم خواهد شد، این وجود اطلاقى عین صفت دیگر خواهد شد.
عینیت و اتحاد صفات با یکدیگر در حقیقتشان
نتیجه مطلب این است كه حقیقت علم در خارج كه وجود اطلاقى است، حقیقت قدرت در خارج كه ریشهاش وجود اطلاقى است، حقیقت غضب و شهوت در خارج كه وجود اطلاقى است، حقیقت اینها با یكدیگر عینیت دارد، نه ظهور اینها. حقیقت اینها كه عبارت است از همان وجود اطلاقى؛ آن وجود اطلاقى كه خود را در آنجا نشان داده و گفته: بنده اینجا هستم، همین وجود اطلاقى كه در علم آمده خود را نشان داده و گفته: مرا ببیند، همین وجود اطلاقى آمده و در صفت قدرت خود را نشان داده و گفته: مرا ببینید! غیر از من كسى را نبینید! مىگوییم: عجب، تو را كه در اینجا قبلاً دیدهایم! مىگوید: خب اینجا هم ببینید! این دقیقاً مثل نور مىباشد. الآن من به این كتاب نگاه بكنم نور مىبینم، میگویم: آیا این خودش نورانى است؟ مىبینم نه! پس این كه الآن نور دارد چیست؟ نگاه كنم میببینم آهان این نور این چراغ افتاده است. پس این چراغ، این نور الآن مىگوید: مرا روى این كتاب ببینید! مىگویم: خیلى ممنونتان هستیم! بعد نگاه به این پارچ مىكنم مىگویم: آیا این خودش نورانى است! مىبینم نه! پس این نور را از كجا آورده است؟! یكدفعه مىبینم عجب، عكس لامپ روی این افتاده! پس این نور هم خودش را اینجا دارد نشان مىدهد! مىگوید: مرا هم در اینجا ببینید! مىگوییم: تو را كه روى كتاب دیدیم! چقدر رو دارى؟! هم جلوى كتاب دارى خودت را نشان مىدهى! هم در این لیوان دارى خودت را نشان مىدهى! هم روى این فرش دارى نشان مىدهى! مىگوید: ما همین هستیم دیگر، گردنمان كلفت است! هر كس گردنش كلفت است در این دنیا پیش مىرود! حالا آن دنیا را نمىدانیم، آن دنیا هم قضیه به یک نحوه است!!

