جلسه ۱۴۰
1درس یکصد و چهل
بحث عینیت اسماء و صفات با ذات باری تعالی (5)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث در عینیت اسماء و صفات با ذات حق و عدم عینیت آن و تبعاتى كه بر این مسئله مترتب مىشود بود. مطلبى كه در روز بحثىِ گذشته به آن پرداختیم این بود كه در مفاهیم مختلفه اتحاد معنی ندارد. یعنى اتحاد مفهومى اصلاً معنی ندارد و امكان ندارد. و نفس مفهوم مخالف، خودش عدم اتحاد در ذات و ماهیت خود را اقتضا مىكند. اما بحث در وحدت آنها در عالم خارج و وحدت در مفاهیم به وحدت مصداقى عرض شد که اگر منظور وحدت وجودى آنها باشد، به این لحاظ كه وجود مفهومى آن چنانچه در وجود ذهنى تفاوت دارد همینطور وجود مفهومى آن در ظرف خارج از ذهن هم بخواهیم دربارهاش صحبت كنیم، امكان ندارد این وجود هم با وجود مفهومى عینى خارجى یك مفهوم دیگر متحد باشد.
بعبارةٍ أخراى مسئله چنانچه در وجود ذهنى یك مفهومى داراى یك تعینى است و آن وجود، آن تعین مفهومى را از سایر تعینات ممتاز مىكند، همانطورى كه در ماهیات ما این مطلب را مشاهده مىكنیم، وقتى كه شما یك غنم را در ذهنتان تصور كنید امكان ندارد با تصور آن غنم، انسان تدخل پیدا بكند و راه بیابد. تصور غنم در ذهن، تصور غنم است نه تصور بقر و نه تصور حمار و نه تصور انسان. مستحیل است که ماهیات در ذهن به وجود ذهنى وحدت داشته باشند، چون نفس تصور یك مفهوم اقتضاى غیریت و تعین و حد را با سایر مفاهیم و با سایر ماهیات مىكند. پس چطور ممكن است كه اینها با هم اتحاد داشته باشند؟! قابل تصور نیست.
منظور از محالیت اجتماع و اتحاد صفات با ذات در خارج و در ذهن
همینطور در صفات هم شما این مطلب را پیدا مىكنید. وقتى كه یك وجود ذهنىِ صفت علم در ذهن شما تجسم پیدا مىكند امكان ندارد در این تصور ذهنى شما كه تصور علمىِ حقیقت علم است، وجود ذهنى قدرت هم یا وجود ذهنى خلاقیت هم یا وجود ذهنى سایر صفات هم در ذهن شما تصور پیدا كند. وقتى كه شما علم را تصور مىكنید شهوت و غضب در آن تصور شما راهى ندارد. وقتى كه شما غضب و قهر را تصور میکنید علم در آنجا راهى ندارد. یعنى این وجود ذهنى و وجود علمى طارد سایر وجودات مفاهیم و وجودات ماهیات و وجودات صفات و سایر اشیائى است كه ذهن به آنها وجود ذهنی مىدهد.

