جلسه ۱۴۲
توضیحات:
فصل(5) في أن واجب الوجود واحد
جلسه ۱۴۲
8از این نقطه نظر به مطلب ایشان اشكال وارد مىشود ولى از آن نقطه نظر دیگر نهخیر، مطلب ایشان كاملاً صحیح است و همچون كلام مرحوم بوعلى كه در اینجا تعیّن خارجى را طارد براى مماثل مىداند و اثبات وحدت شخصیّه و بالصرافه براى ذات واجب الوجود مىكند به تعیّن و تشخّص خارجى. یعنى ایشان هم مىفرمایند كه وقتى شما وجود را تصوّر كنید كه این وجود داراى یك تعیّن واحد است، نفس تصور او اقتضاى دوئیت را مىكند.
آن آقا كه مىگوید: دو حقیقت متخالفه داشته باشیم، آیا دو واجب الوجود متخالف است یا نه؟ همین كه شما مىگویید: دو واجب الوجود كه حقائقشان متخالفه است، همینكه شما این حرف را مىزنید، نفس تصوّر وجود و تعیّن او طرد ثانى خواهد كرد، دیگر نیاز نیست به اینكه شما دو حقیقت متخالفه تصوّر بكنید و بعد بحث را ببرید بر اینكه آن حقیقت متخالفه مابهالامتیازشان چیست و مابهالاشتراكشان چیست؛ چطور اینكه مرحوم آخوند راجع به این قضیّه بحث مىكنند. نه، نفس تصوّر وجود، [این اقتضا را دارد.] حالا یكوقت شما یك شیء را مقتضاى براى شیء دیگر بلاواسطه میدانید و یكوقت یک شیء را مقتضاى براى شیء دیگر به واسطه مىدانید؛ مثل اینكه «الف» مساوٍ «ب» و «ب» مساوٍ «ج» پس «الف» مساوٍ «ج» و یكوقت مىگوییم: «الف» مساوٍ «ج» فقط واسطه در اینجا نمىخورد. بله، ما هم در اینجا مىگوییم: نفس تصور واجب الوجود و تعیّن واجب الوجود طارد براى مماثل و مشابه خواهد بود. حالا نفس تصور، یك واسطه مىخورد؛ واسطۀ اوّل تصوّر حقیقت وجود است و واسطۀ دوم اینكه وجوب براى او هست و واسطۀ سوم اینكه وجود عین ماهیّتش است و واسطۀ چهارم اینكه وجود بدون تعیّن نمىشود پس تعین واجب براى وجود اقتضاى وحدت وجود را مىكند. و چون ما دو وجود نداریم. اگر دو وجود داشته باشیم لازمهاش تركیب است كه مباحثش را در گذشته گفتیم. بنابراین وجود، وجود واحد است و تعیّن وجود واحد اقتضای وحدت مصداقى براى این وجود واحد مىكند، این دیگر نیازى به اینهمه تشكیلات و برهان صدیقین و امثالذالك كه آوردهاند ندارد که بخواهیم صحبت کنیم.

