جلسه ۱۴۲
2تحقق وجود به تعین او در تمام مراتبش
مرحوم آخوند درصدد اثبات این مطلب هستند كه واجب الوجود تحققّش در خارج در ضمن یك حقیقت است، و حقایق دیگر نمىتوانند متصف به وصف واجب الوجود شوند؛ البته واجب الوجود بالذات نه بالغیر. كلام مرحوم آخوند در اینجا این است: شكى نیست كه هر وجودى كه در خارج بخواهد تحقّق پیدا بكند باید تعیّن پیدا كند.
بهعبارتدیگر ماهیّات اگر بخواهند در خارج تحقّق پیدا بكنند نیاز به وجود دارند؛ حالا یا وجود ذهنى و یا خارجى. شما ماهیّتى را كه بدون وجود ذهنى یا وجود خارجى تحقق پیدا كند هیچوقت پیدا نخواهید كرد. یا در ذهن باید این ماهیّت وجود پیدا كند كه وجود آمده و چاشنى این ماهیّت شده و این ماهیّت را در عالم ذهن متحقق كرده است، یا اینكه باید وجود در خارج چاشنى این ماهیّت بشود تا این ماهیّت بتواند در خارج تحقق پیدا بكند. همینطور [که ماهیّات اگر بخواهند در خارج تحقّق پیدا بكنند نیاز به وجود دارند،] خود وجود اگر بخواهد تحقق داشته باشد، آن وجود باید تعیّن داشته باشد. یعنى ما اصلاً وجود مبهم نداریم! وجود مبهم صرفاً یك تصوّر ذهنى است. اما اگر وجود در خارج بخواهد تحقّق پیدا كند، چه در عالم ماده و صورت و چه در عالم صورت و مادۀ متفاوت از این ماده و چه در عالم مجردات و مبدعات و در هر مرتبه از مراتب علمى، اگر وجود بخواهد تحقق پیدا کند وجود مبهم نخواهد بود بلکه وجود مشخص خارجى خواهد بود. این معنی معناى تعیّن است.
البته در تعیّن ما قائل به توسعه هستیم. یعنى تعیّن را فقط اختصاص به موجودات مادی و صورى نمىدانیم بلكه در تمام مراتب علوى و مبدعات از نقطهنظر سعه باز هم قائل به تعیّن هستیم و همینطور هم هست. منبابمثال یكوقت تعیّن وجود فقط در این لیوان است، یكوقت تعیّن وجود از این لیوان هم كوچكتر و در استكان است، یكوقت تعیّن وجود در یك ذرّهاى است كه از سر این مىپرد، تعیّن وجود در آنجا هم تحقق دارد. و همینطور ممكن است شما تعیّن وجود را در یك وجود واسعهاى مثل وجود مجرّدات و مبدعات و عقول مفارقه بگیرید. اینها تعیناتى هستند كه گرچه از نقطه نظر سعى در مقام قاهریّت و در مقام حاكمیّت بر همۀ تعیّنات خارجى حكومت و قهاریّت دارند ولى بالاخره خود آنها نیز متعیّن خواهند بود.

