اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في أن واجب الوجود واحد

جلسه ۱۴۳

توضیحات:

فصل(5) في أن واجب الوجود واحد

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۴۳

7
  • تلمیذ: همان جنبۀ برزخى است؟

  • استاد: بله، همان جنبۀ برزخى است. این حتماً نیاز به كیفیت ظهور خاص دارد، در اینجا ظهور خاصى مى‌خواهد. نمى‌خواهم بگویم كه این قوى‌تر از آن حالات است نه، آن حالات براى خودش به‌جاى خودش محفوظ است و این هم یكى از دسته و جهاتی که براى خودش محفوظ است. و ممكن هم هست كه ما این را به‌عنوان یك امر خارج بگیریم.

  • یك‌وقت ما در همان زمان سابق بحث تفسیر یكى از آقایان در قم مى‌رفتیم. ایشان این آیۀ راجع به حضرت موسى علی نبینا و آله و علیه السلام و سحره را مطرح مى‌كردند كه ﴿وَأُلۡقِيَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ﴾1 تعبیرى كه ایشان از این قضیه مى‌آورند این بود که مى‌خواستند بگویند: ﴿فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ﴾2 تعبیر آیه این است كه این اژدها و عصاى موسى ﴿تَلۡقَفُ﴾ «مى‌بلعد» ﴿مَا يَأۡفِكُونَ﴾ را. از ﴿مَا يَأۡفِكُونَ﴾ استفادۀ ظهور خارجى را نمی‌کردند بلكه نفس الافك را استفاده مى‌كردند؛ یعنى افك آنها را می‌بلعید، مكر آنها را مى‌بلعید كه همان جنبۀ‌ شیطنت مسئله بود و جنبۀ روانى قضیه بود، نه جنبۀ خارجى كه ﴿فَإِذَا حِبَالُهُمۡ وَعِصِيُّهُمۡ يُخَيَّلُ إِلَيۡهِ مِن سِحۡرِهِمۡ أَنَّهَا تَسۡعَىٰ﴾،3 این عصاى موسى حبال را نبلعیده بلكه مكر آنها را بلعیده است، یعنى این عصاى موسى كارى انجام داده كه دیگر مكر آنها خنثى شده است. یعنى ریسمان‌ها سر جایش بوده ولى این عصا با ظهور خودش و با بروز خودش دیگر حناى آنها را بى‌رنگ كرده است. ایشان مى‌خواست این‌طور معنی بكند كه منظور آیه این بوده است.

  • من به ایشان اعتراض كردم و گفتم كه اگر این قسم بخواهد باشد، اولاً این مسئله با ظهور آیه منافات دارد، آیه ظهورش در همین اكل ظاهر است! چطور اینكه اژدها شدن خود این عصا یك مسئلۀ تخیلى نبوده بلکه یك مسئلۀ ظاهرى بوده، و با اژدها شدن این مكر ازبین نمی‌رود. این اژدها باید كارى انجام بدهد. حالا آن قوی‌تر است و اقوی است و در آن مرحله است، ظهور آیه این است كه اینها را خورده و بلعیده است. مطلب دیگر اینكه ما در روایات از موسى بن جعفر یا على بن موسى الرضا علیهم‌السلام در آنجا راجع به قضیۀ شیر و دریدن او داریم كه وقتى كه آن شخص را خورد، مأمون یا هارون ـ چون مربوط به هر دو امام داریم ـ از حضرت سؤال مى‌كند كه این را برگردانید. حضرت مى‌فرماید: «اگر آنچه عصاى موسى خورد بر‌گرداند من هم این را برمى‌گردانم.»4 درحالى‌كه مسئلۀ حضرت موسى بن جعفر یا امام رضا علیهماالسلام یك مسئلۀ تخیلى نبوده بلکه قضیۀ واقعى بوده است که تصویر در پرده تبدیل به یك حیوان مفترس شده است. و این دلیل بر این است كه منظور آیه هم در اینجا همین بوده است. [آن شخص گفت:] این اكل، اكل ظاهرى نمى‌تواند باشد و من مى‌خواهم این را بگویم كه اگر بخواهیم از این آیه این معنی را اراده كنیم معنی، معناى لطیفى خواهد داشت. من در جواب‌ گفتم كه وقتى قرار بر این است كه آیه معناى دیگرى داشته باشد اصلاً براى چه مى‌خواهید معناى دیگرى بكنید؟! چون وقتى انسان یك احتمالى را مطرح مى‌كند كه براى این احتمال، شبهۀ تحقق خارجى داشته باشد و احتمال تحقق خارجى را بدهد اما وقتى كه با توجه به این روایات، فقط یك طرف براى آیه و یك وجهه براى تفسیر آیه مى‌ماند خب شما احتمال دیگر را براى چه معنی مى‌كنید؟! آیه اصلاً احتمال نمى‌دهد كه شما بخواهید معنی بكنید و تفسیر بكنید یا نكنید! لذا اصلاً از اوّل این معنی غلط است؛ از اول غلط است كه شما بگویید که ممكن است آیه این معنی را داشته باشد درحالى‌كه قطعاً مى‌دانید این معنی را ندارد. مثل اینكه بگویید: قضیۀ روز عاشورا اصلاً احتمال دارد که همۀ اینها در عالم مثال اتفاق افتاده باشد و اصلاً وجود خارجى ندارد، بالأخره احتمال دادیم! خب چه احتمال دارد؟! خب بیایید تاریخ را نگاه كنید، احتمال چیست؟! می‌گوید: نه، این قضیه احتمال دارد و ممكن است صورتى داشته باشد! خب با احتمالش هست كه آدم نمى‌تواند بیاید و آیه‌هاى قرآن را معنی كند! پس این اصلاً غلط است! این نحوه تفسیر اصلاً صحیح نیست و این بیشتر ایجاد شك و شبهه كردن است! والا انسان خیلى توجیهاتى را مى‌تواند براى هر آیه‌اى داشته باشد، من‌باب‌مثال آیات بهشتى را حمل بر یك معانى تخیلى و معانى ذهنى بكند، حمل بر صوری بكند، بگوید: احتمال دارد! این صحیح نیست!

    1. . سوره اعراف (7) آیه 120.
      ترجمه: «و جادوگران سجده‌كنان خاكسار شدند.» (محقق)
    2. . سوره اعراف (7) آیه 117.
      ترجمه: «به موسى وحى كردیم كه عصاى خویش بیفكن، و هماندم چیزهایى را كه ساخته بودند ببلعید.» (محقق)
    3. . سوره طه (20) آیه 66.
      ترجمه: «پس ناگهان ریسمان‌ها و چوب‌دستى‌هاى آنها بر اثر سحرشان در خیال او چنین مى‌نمود كه به‌سرعت راه مى‌روند.» (محقق)
    4. . عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج ‌1، ص 96:
      «عن علیّ بنِ یقطینٍ‌ قال: استَدعَى الرّشیدُ رَجُلًا یُبطِلُ به أمرَ أبی‌الحَسَنِ موسَى‌ بنِ جعفرٍ علیهماالسلام و یَقطَعُه و یُخجِلُه فی المسجِدِ فانتُدِبَ‌ له رجلٌ مُعزِّمٌ‌ فلمّا أحضِرَتِ المائدَةُ عَمِلَ ناموسًا على‌ الخُبزِ فكان كلّما رامَ أبوالحَسَنِ علیه‌السلام تَناوُلَ رَغیفٍ‌ مِن الخُبزِ طارَ مِن بینِ یَدَیهِ و استَفَزّ مِن هارونَ الفَرَحُ و الضّحِكُ لذلك فلم یَلبَث أبوالحَسَنِ علیه‌السلام أن رَفَعَ رَأسَهُ إلى أسدٍ مُصَوّرٍ على بَعضِ السّتورِ فقال له: ”یا أسَدُ خُذ عَدوَّ اللَهِ“ قالَ: فوَثَبَت تلك الصّورَةُ كأعظَمِ ما یَكونُ مِن السّباعِ فافتَرَسَت ذلك المُعَزِّمَ فخَرَّ هارونُ و نُدَماؤُهُ على وُجوهِهم مَغشیًّا علیهم فطارَت عُقولُهم خَوفًا مِن هَولِ ما رَأوهُ‌ فلمّا أفاقوا مِن ذلك قال هارونُ لأبی‌الحَسَنِ علیه السلام: ”سألتُك بحَقّی علیك لمّا سَألتَ الصّورَةَ أن تَرُدَّ الرّجُلَ‌“ فقال: ”إن كانَت عَصا موسَى‌ رَدّت ما ابتَلَعَتهُ مِن حِبالِ القَومِ و عِصیِّهم فإنّ هذه الصّورَةَ تَرُدُّ ما ابتَلَعَتهُ مِن هذا الرّجُلِ“ فكانَ ذلك أعمَلُ الأشیاءِ فی إفاتَةِ نَفسِه.»
      ترجمه: «از على‌ بن‌ یقطین‌ مروی است كه گفت هارون مردى را طلب كرد كه امر حضرت أبوالحسن موسى‌ بن جعفر علیهماالسلام را باطل كند و كلام او را قطع كند و آن جناب را در مسجد خجلت بدهد. پس مرد افسونگرى را با او برابر كرد. چون طعام حاضر ساختند آن مرد افسونگر افسونى به نان خواند و کاری كرد كه حضرت أبوالحسن هر گرده نانى را كه قصد می‌فرمود تناول كند، نان از میان دست او پرواز می‌نمود و هارون شادى می‌كرد و خنده می‌نمود و آن جناب را به‌سبب خنده‌هاى خود کوچک می‌کرد. پس طول نكشید كه حضرت أبوالحسن سر مبارك خود را بلند كرد و رو كرد به‌ صورت شیرى كه بر بعضى از پرده‌ها نقش بود و فرمود: ”اى شیر بگیر دشمن خدا را“. راوى گفت كه آن شیر برجست مثل بزرگترین درنده‌ها و مرد افسونگر را شكار كرد.
      هارون و ندیمان او به‌رو افتادند و بیهوش شدند و عقل از سر آنها پرید به‌جهت ترس و هول آنچه مشاهده كردند. پس به حال خود آمدند، هارون به آن بزرگوار عرض كرد كه از تو سؤال می‌كنم به حقى كه بر تو دارم كه از این صورت بخواهى كه این مرد را برگرداند حضرت فرمود: ”اگر عصاى موسى رسن و چوب‌دستی‌ها را كه سحر كرده بودند برگردانید این صورت هم این مرد را كه بلعیده است برمی‌گرداند“ پس این عملى است از اعمال كه باعث وفات موسى بن جعفر علیهماالسلام شد.» (محقق)
/