جلسه ۱۴۴
2این صوتی که از دهان بیرون میآید، این صوت، یک امر بسیط است که ما از آن تعبیر به وجود بالصرافة و بسیط الحقیقة میکنیم؛ حالا از باب مثال میگوییم. این وجود بالصرافة دارای اشکال مختلف است: گاهی اوقات به صورت اسم است مثل «زید»، گاهی اوقات به صورت فعل است مثل «زاد»، گاهی اوقات بهصورت حرف است مثل «مِن» یا «إلی». این صدا الآن به این نحو، خود را با تمام مصادیق خودش وفق میدهد. حالا آیا ما میتوانیم بگوییم که خود این صوت تنها، خود این صوت تنها، همان اسم است بدون فعل و بدون حرف؟! یعنی آن قیود، آن قید زیدیت و آن قید اسمیت، داخل در حقیقت این صوت است؟! نه، این داخل نیست، به جهت اینکه ما صوت داریم و این صوت ما در اشکال مختلفی است. گاهیاوقات صوت ما اصلاً بدون اسم و فعل و حرف است مثل «ـُ»، بدون اسم و بدون فعل و بدون حرف. گاهیاوقات صوت داریم و این صوت با قید حرفیت در خارج محقق میشود مثل «مِن» و «إلی». گاهیاوقات این صوت با قید فعلیت محقق میشود. پس قید، دخالتی در تحقق این صوت ندارد، این صوت هست الا اینکه به ارادۀ متکلم، این صوت دارای حدود و دارای قیودی میشود. پس ما میتوانیم بگوییم که صوت داخل در آن اسم زید است، زید که بدون صوت نمیشود. آیا میشود؟! البته به کتابت میشود ولی زید با تلفظ میشود. اگر از شما سؤال کردند که آیا صوت، داخل در این زیدی که الآن شما در شریط ضبط میکنید و تسجیل میکنید و این زیدی که الآن میشنوید، آیا صوت داخل در او هست؟ میگویید: داخل است. آیا بالممازجة است؟ نه، مزجی دیگر در اینجا درکار نیست. شما چیزی را با صوت قاطی نمیکنید، ترکیب نمیکنید که یک جزئش صوت باشد و یک جزئش قید اسمیت باشد، یکهمچنین چیزی ما نداریم. یا اینکه یک جزئش صوت باشد و یک جزئش قید فعلیت باشد، مسئله اینطور نیست. یک امر بیشتر از دهان ما خارج نمیشود، یک لفظ بیشتر خارج نمیشود و آن «زَید» است. همان «زَید» که میگوییم تبدیل به فعل میشود، «زاد» میشود. «زاء یاء دال» تبدیل به «زاء الف دال» میشود. «زاد» به یک معنی است، «زیدَ» به یک معنی است، «زَید» به یک معنای دیگر است.

