جلسه ۱۴۶
توضیحات:
فصل(5) في أن واجب الوجود واحد
جلسه ۱۴۶
11این تبدّل است، این ﴿خَتَمَ ٱللَهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡ وَعَلَىٰٓ أَبۡصَٰرِهِمۡ غِشَٰوَةٞ﴾1
ختم یعنى این، ختم یعنى كارى بر سر خودشان آوردند كه آن كار یكىیكى موجب مىشود كه پرده روى پرده بیاید و ضخیم بشود. در وهلۀ اوّل شریح قاضى حكم به قتل نداد، در وهلۀ اوّل این كار را نكرد، مدام گذشت و مدام گذشت، بعد فتوا داد، و تازه با ناراحتى فتوا داد، بعد قضیه طوری مىشود كه دیگر شروع مىكند و خودش هم از خود ابنزیاد هم جلوتر مىرود، یعنى همان كسى كه اوّل در او شك بود، همان كسى كه اوّل با تردید و تزلزل بود، از خود ارباب هم جلو مىزند و جلوتر از ارباب مىرود. لذا مىگویند: گناهان را كوتاه و سبك نگیرید، هركدام از اینها یك اثرى را مىگذارد كه دیگر برنمىگردد. «مَن اقتَرَفَ ذنباً فارَقَه عقلٌ لم یعُد أبداً» یا «لا یعودُ أبداً»2 هر دو شكل هست. اگر كسى یك گناهى را انجام دهد یك عقلى از او مىرود، یك بینش و بصیرت و نورى از او مىرود كه دیگر برنمىگردد، تا جایى كه دیگر همه چیز ازبین مىرود.
اللهمَ صلّ علی محمد و آل محمد
- . سوره بقره (2) آیه 7.
- . احیاء علوم الدین، ج 4، ص 53، با قدری اختلاف:
«قوله علیهالسلام: مَن قارَفَ ذنباً فارَقَه عقلٌ لا یعود إلیه أبداً.»

