اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(5) في أن واجب الوجود واحد برهان عرشی ص 136 ـ مباحث متفرقه

جلسه ۱۴۸

توضیحات:

فصل(5) في أن واجب الوجود واحد برهان عرشی ص 136 ـ مباحث متفرقه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۴۸

4
  • فحینئذٍ نقولُ یلزَمُ أن یكونَ واجبُ الوجودِ بذاتِه موجودًا و واجبًا بجمیعِ الحیثیاتِ الصحیحةِ و علىٰ جمیعِ الاعتباراتِ المطابقةِ لنفسِ الأمرِ و إلا لم یكن حقیقتُه بتمامِها مصداقَ حملِ الوجودِ و الوجوبِ إذ لو فُرِضَ كونُه فاقدًا لمرتبةٍ مِن مراتبِ الوجودِ و وجهٍ مِن وجوهِ التحصّلِ أو عادمًا لكمالٍ مِن كمالاتِ الموجودِ بما هو موجودٌ.

  • «در این هنگام می‌گوییم که باید واجب الوجود بذاته هم موجود باشد و هم واجب باشد به همۀ حیثیّات؛ حیثیّت تعلیلیّه، حیثیّت تقییدیّه. از هر حیثیّتى شما نگاه بكنید این ذاتاً باید واجب باشد. (كمالاتى كه بر او مترتّب است، نقایصى كه از او سلب مى‌شود، از هر جهتى باید وجود و وجوب از ذاتش انتزاع بشود، نه‌اینكه از جاى دیگر به او اهدا بشود.) هر اعتبارى كه شما این اعتبار را مطابق با نفس الامر تصور مى‌كنید، باید از نقطه نظر همۀ اعتبارات واجب الوجود لذاته باشد، والاّ خود حقیقت واجب الوجود به‌تمامه مصداق حمل نیست بلكه اشیاء دیگرى در این حمل دخالت دارند. زیرا اگر فرض بشود که این واجب الوجود یك مرتبه از مراتب وجود را فاقد باشد، (یعنى آنچه كه در عالم كون متحقّق است واجب الوجود واجد او است، نه‌اینكه فاقد او است،) هر مرتبه‌اى از مراتب وجود را كه فاقد باشد، بالنسبه براى واجب الوجود نقص حساب مى‌شود. و هر وجهى از وجوه تحصّل و تشخّص خارج را فاقد باشد و كمال آن تشخّصِ خارج را نداشته باشد یا اینكه كمالى از كمالات موجودٌ بما هو موجودٌ یعنى كمالى كه به اصل وجود برمى‌گردد، واجب الوجود فاقد آن كمال باشد پس بالنسبه به آن مسئلۀ صرافت و بساطتش خدشه وارد مى‌شود.»

  • چون از آن نقطه نظر دیگر وجود در اینجا راه ندارد، درحالی‌كه ما وجود را براى واجب الوجود بسیط و بالصّرافه فرض كردیم. وجود بالصرافه مثل موج مى‌باشد، هرجا تصور كنیم داخل آن مى‌شود. این‌طور نیست كه مثل انسان باشد كه وقتى مى‌خواهیم داخل كوچه برویم جلویمان دیوار باشد و سرمان به دیوار بخورد، بلکه مثل موج است، شما از اینجا موج را رها كنید اگر فرستنده داشته باشید از دیوار هم رد می‌شود، هیچ چیزى پیدا نمى‌كند الا اینكه سوراخ می‌كند و رد می‌شود، این می‌شود وجود. حقیقت وجود رادع و مانع ندارد، بدون هیچ ردع و منعى حركتش را مى‌كند و ادامه مى‌دهد. دیدید آب وقتى راه مى‌افتد اگر جلوى آب سنگ بگذارید از كنارش مى‌رود، خاك باشد در آن فرومی‌رود، حتى اگر آجر هم بخواهید جلویش بگذارید بالاخره به این آجر كم‌كم نم می‌دهد تا راهش می‌اندازد و جلو می‌رود. این می‌شود حقیقت وجود که رادع و مانع ندارد.

/