اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۴۸

0
اسفار
اسفار

فصل(5) في أن واجب الوجود واحد برهان عرشی ص 136 ـ مباحث متفرقه

جلسه ۱۴۸

3
  • و لنا بتأییدِ الله تعالى و ملكوتِه الأعلى برهانٌ آخرُ عرشیٌ علىٰ توحیدِ واجبِ الوجودِ تعالى یتكفّلُ لدفعِ الاحتمالِ المذكورِ و یستَدعی بیانُه تمهیدَ مقدمةٍ و هی أنّ حقیقةَ الواجبِ تعالى لمّا كان فی ذاتِه مصداقًا للواجبیةِ و مطابَقًا للحكمِ علیه بالموجودیةِ بلا جهةٍ أخرى غیرِ ذاتِه و إلاّ لَزِمَ احتیاجُه فی كونِه واجبًا و موجودًا إلى غیرِه كما مرَّ مِن البیانِ و لیست للواجبِ تعالى جهةٌ أخرى فی ذاتِه لا یكون بحسبِ تلك الجهةِ واجبًا و موجودًا و إلا یَلزَمُ التركیبُ فی ذاتِه مِن هاتین الجهتینِ ابتدائًا أو بالأخرةِ و قد تحقَّقَ بساطتُه تعالى مِن جمیعِ الوجوهِ كما سیَجی‌ءُ.

  • «[و ما را به تأیید باری تعالی و ملکوت اعلای او برهان دیگری است بر توحید واجب الوجود که عرشی بوده و عهده‌دار دفع احتمال مذکور می‌باشد و بیانش نیاز به یک مقدمه دارد و آن اینکه] حقیقت واجب متعال، ذات واجب تعالى چون ذاتاً مصداق واجبیّت است و واجبیّت بر او صدق مى كند و مطابق حكم به موجودیت است بدون جهت دیگرى و بدون هیچ حیثیّت دیگرى معلول براى جهت دیگرى باشد و مقیّد به وجود شى‌ء دیگر باشد، از آنجایی كه این‌طور است. و اگر این‌طور نباشد، در وجوب و در موجودیّت احتیاج به غیرش دارد همان‌طورى كه بیانش گذشت، این مطالب همه گفته شد. و از طرف دیگر جهت دیگرى در ذات او نیست كه به‌حسب این جهت واجب و موجود نیست، والاّ تركیب در ذات او لازم مى‌آید. از این دو جهت، ابتدائًا لازم مى‌آید اگر هر دو ذاتى باشند، و بالاخره لازم مى‌آید اگر لازم باشد، درحالتی‌كه صحبت ما در بساطت حق متعال از همۀ وجوه بود و به‌زودی خواهد آمد.»

  • یعنى ما دو لازم را در نظر مى‌گیریم، كه این دو لازم، دو لازم متخالف هستند؛ مثل ضحك و غضب كه این ضحك و غضب و اخم هر دو لازم براى دو ملزوم‌اند، یكى تعجّب است كه در ذات انسان است و یكى هم آن جنبۀ دفاع از نفس است كه آن هم ملزوم براى هر طبیعت باقیۀ در این حیات است. پس این دو امرى كه مد نظر است، یا ذاتى براى یك شى‌ء است مثل حیوانیّت و ناطقیّت که ذاتى است و یا اینكه لازم براى یك ذاتى است، بالاخره برگشتش به یك ملزومى است كه آن ملزوم ذاتى است و موجب تركّب در ذات است. یا مانند تفكّر و غیرذلك از آن ملزوماتى كه به حیوانیّت و انسانیّت برمی‌گردد كه بالاخره برگشتش به تركیب است؛ یا ابتدئاً تركیب لازم مى آید یا بالاخره موجب تركیب خواهد شد.