جلسه ۱۴۹
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 137 فصل 6
جلسه ۱۴۹
3تلمیذ: خود تقسیم هرجا كه آمد این معلول بودن را [اقتضا میکند].
استاد: یعنى نفس تقسیم اقتضا مىكند. نه، تلازم، یعنى واجب و ممكن براى او اقتضاى ذاتى ندارد. اگر اقتضاى ذاتى داشته باشد بنابراین تقسیم معنی ندارد. شما وقتى كه یك شیئى را منقسم مىكنید، مثلاً كلمه را به اسم و فعل و حرف تقسیم میکنید یعنى اسم بودن اقتضاى ذاتى براى كلمه نیست. این لابشرط است بالنسبه به اسم، بالنسبه به فعل، بالنسبه به حرف. متكلّم است كه در اینجا او را بشرط شىء مىكند و مقید مىكند. یعنى اگر این صوت را كه از فم بیرون مىآید، بهصورت اسم ادا كرد این كلمه اسمٌ، بهصورت فعل ادا كرد این کلمه فعلٌ، بهصورت حرف ادا كرد این کلمه حرفٌ، اما اینکه خود كلمه ذاتاً اقتضای اسمیت را بكند، چنین چیزى نیست. این در اینجا نیاز به علّت دارد. علّت چیست؟ متكلم است. متكلم است كه این كلمه را بهصورت اسمیّت یا فعلّیت و یا حرفیّت درمىآورد، خودش اقتضا نمىكند.
تلمیذ: وجود را به خدا و غیر خدا تقسیم مىكنیم.
استاد: خب بله دیگر. یعنى ما مىخواهیم بگوییم كه خود وجود فىحدّنفسه اقتضاى خدا و غیر خدا ندارد، در اینجا یكى دیگر باید بیاید و این وجود را در یك قالب بریزد که خدا بشود و در یك قالب بریزد و مخلوق بشود. یعنى در انتساب واجب و ممكن به وجود ما كشف مىكنیم كه این وجود خودش فىحدّنفسه نمىتواند اقتضایى داشته باشد، به جهت اینكه ما مىآییم و وجود را به واجب متّصف مىكنیم، ما مىآییم و وجود را به ممكن متّصف مىكنیم، ما این كار را انجام مىدهیم. اگر خود وجود بالنسبه به واجب اقتضاى ذاتى داشته باشد، دیگر دراینصورت تقسیم یعنى چه؟! تقسیم یعنى آمادگى و تهیّؤ براى طرفین، درحالىكه در اقتضاى ذاتى مرحلۀ تهیّؤ دیگر ازبین مىرود، خود نفس آن وجود اقتضاى این وجوب را باید بكند. مثل اینكه آیا شما مىتوانید مثلث را تقسیم كنید؟! مثلثى كه قابلیّت براى سه زاویه داشته باشد، مثلثى كه قابلیّت براى دو زاویه داشته باشد، این دیگر مثلث نیست. مثلثى كه قابلیّت براى سه زاویه داشته باشد یا قابلیّت براى چهار زاویه داشته باشد، این دیگر مربع یا مستطیل است.

