جلسه ۱۵۱
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۱
11«براى مثل یكهمچنین امرى كه عماء باشد باید یك وجود عینى در خارج باشد. این از قبیل اعراضى است كه در خارج موجود است و عقل آبى است از اینكه مفهوم عماء و امثال آن را (مانند معقولات ثانیه، جهل، عماء، امکان، فصل، جنس، نوع) را از موجودات عینیه بداند؛ فضلاً از اینكه از جملۀ اعراض بداند كه اصلاً خود آنها وجود خارجى و فىنفسه دارند.»
و الجوابُ یُستفادُ ممّا سَبَقَ مِن الفرقِ بینَ معنَیی الوجودِ الرابطیِ.
«(جوابى كه مرحوم صدرالمتألهین مىدهند،) در فصل قبل كه فصل نهم بود گذشت. در دو معناى وجود رابطى و وجود رابط (البته ما در آنجا نظر داشتیم) در آنجا فرقی ذكر كردیم.»
وجود رابطى عبارت است از وجود نعتى كه در قضیۀ هلیۀ بسیطه مىآید كه «البیاض موجودٌ»، «البیاض ثابتٌ»، «القیام موجودٌ»، «السواد موجودٌ» كه ایشان به این وجود، وجود رابطى اطلاق مىكنند. وجود رابط عبارت است از انتساب این وجود رابطى به موضوع. یعنى وقتى كه مىگوییم: «زیدٌ قائمٌ»، «هذا الكتابُ أبیضٌ» غیر از خود زید كه یك وجود دارد و غیر از خود بیاض كه یك وجود رابطى دارد ما در اینجا استفادۀ وجود ثالثى مىكنیم كه عبارت است از ارتباط بین این دو كه این معنای وجود رابطى معناى حرفى است. بنابراین آن معناى وجود حرفى كه مىگوییم: ”ثبوت شىءٍ لشىءٍ فرعُ ثبوتِ مثبت له“ ما در اینجا آن وجود حرفى را ثابت مىكنیم. نه اینكه بخواهیم ثابت كنیم كه آیا در اینجا این محمول براى خودش ثابت است یا ثابت نیست. ما اصلاً به محمول در اینجا كار نداریم. وقتى كه مىخواهیم بگوییم: زیدٌ أعمى، به اینكه أعمى در خارج وجود فىنفسه دارد یا ندارد كار نداریم. اصلاً عماء وجودى ندارد تا اینكه فىنفسه یا فىغیره باشد ولى صحبت در این است كه در حمل این محمول بر این موضوع یك وجود رابط داریم و آن عبارت است از ارتباط بین زید و اعمى، این ارتباط بین زید و اعمى همان جهتى است كه ما از ثبوت شىءٍ لشىءٍ كه در قاعدۀ اول هست آن را استفاده مىكنیم و آن در قضیۀ هلیات بدیهیه هست.

