اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۱

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۱

4
  • حالا این امر خارجى ما را به یك امر دیگرى مى‌رساند. آن امر دیگر همان «و كنهُه فى غایةِ الخفاء» است. آن امر دیگر، همان است كه الآن خودش را به این ظهور درآورده، آمده و خودش را به این خصوصیت نشان داده، خودش را پنهان كرده است، هزارتا لباس مى‌پوشاند ولى خودش را به هیچ‌كس نشان نمى‌دهد. در این مجلس با لباس سبز مى‌رود، در آن مجلس با لباس قرمز مى‌رود، مى‌گوییم: خودت چه رنگى هستى؟ مى‌گوید: من خودم رنگ ندارم. مى‌گوییم: خودت را به ما نشان بده، مى‌گوید: قابل دیدن نیستم. می‌گوییم: بگذار تو را لمس كنیم مى‌گوید: كسى نباید به من دست بزند. اینها چیزهایى است كه از خصوصیات وجود است. خصوصیت وجود این است كه می‌گوید: من نه رنگ دارم و نه قابل لمس هستم و نه قابل حس هستم. مى‌گوییم: پس تو چه هستى؟ مى‌گوید: آن امتیازى كه من دارم و موجب مباهات و فخر من است این است كه در صورت نمى‌گنجم، همۀ صورت‌ها منتسب به من است و من جداى از صورت هستم؛ آن باعث مباهات من شده است. حالا هر كه مى‌خواهد با من مباهات كند و فخر كند در میدان بیاید، كتاب را در میدان مى‌آوریم كتاب مى‌گوید: من غیر از اینكه كتاب هستم چیز دیگری نیستم، آب را به میدان مى‌آوریم مى‌گوید: من غیر از اینكه آب هستم چیز دیگر نیستم و نمى‌توانم باشم. فرش را به میدان مى‌آوریم مى‌گوید: من‌ غیر از اینكه پشم و تار و پود هستم چیز دیگر نیستم. هر چیزى را كه شما به عرصۀ میدان و عرضۀ بازار بیاورید فقط خود را مى‌نمایاند نه چیز دیگرى را. ولى آن وجود شاهد هر بازارى است، آن چیزى است كه خود را در تمام این صور نشان مى‌دهد و كسى هم به او دسترسى ندارد.

  • بنابراین ما از او تعبیر به ماهیت مى‌كنیم؛ مى‌گوییم ماهیت عبارت از وجود است. حالا آیا این ماهیت یك وجود فى‌نفسه و لنفسه دارد؟! یعنى این ماهیت روى پاى خودش ایستاده تا اینكه همچنان كه ما به وجود نظر مى‌كنیم یک نظر هم به ماهیت بیاندازیم؟! یك نظر به كتاب مى‌كنیم یك نظر هم به این لیوان می‌کنیم؟! خب این دو وجود دارد؛ این یك وجود جدا و آن هم یك وجود جدا. آیا به این قسم است؟ یا اینكه ماهیت بدون آن شاهد بازارى و بدون آن حقیقت بى‌رنگ اصلاً در عالم خارج عدم است. ما مى‌گوییم: آهان، حقیقت و واقعیت فقط اختصاص به او دارد. او وقتى خود را به صورتى درآورد ما مى‌گوییم: پس ماهیت وجود دارد؛ ما این را می‌گوییم. نه‌اینكه ماهیت همان‌طور كه بعضى‌ها خیال مى‌كنند یك امر عدمى و تخیلى است. اگر یك امر عدمى و تخیلى باشد چرا شما بین این دو فرق مى‌گذارید؟! این‌طور نیست که به‌جاى اینكه آب بخورید كتاب را در دهانتان كنید و گاز بزنید! و به‌جاى اینكه با آب وضو بگیرید با كتاب وضو بگیرید، نمى‌شود این كتاب كه دست و صورت را خیس نمى‌كند، آب خیس مى‌كند. پس معلوم مى‌شود كه ماهیت یك امر تخیلى نیست، ماهیت عبارت از یك امر واقعى خارجى است كه آن امر واقعى خارجى همان بروز و ظهور وجود است نه چیز دیگر. اینجاست كه مى‌گوییم: ماهیت را از وجود انتزاع مى‌كنیم. نه‌اینكه بعضى‌ها خیال مى‌كنند که اصلاً ماهیت در خارج نیست و تخیل است. بنابراین این‌همه دعوا و... همه بى‌خود است. هرچه در خارج هست وجود است؛ هم اصل الوجود در خارج وجود است و هم ظهور و بروزش در خارج باز هم وجود است، هردوی اینها وجود است. الآن این كتاب كه به این صورت است وجود است، آن حقیقتى كه به‌صورت كتاب درآمده آن هم وجود است، هر دوی اینها یك وجود است و آن حقیقت قابل براى تغییر و قابل براى تبدل است، و ماهیت در ضمن او تحقق پیدا مى‌كند. این معنی معناى وجود است. آن‌وقت روى‌این‌حساب قضیۀ تشكیك دیگر به كتاب برنمى‌گردد، به‌ آن وجودى كه در آنجا هست برمى‌گردد. تا آن وجود چقدر خواسته است خودش را نشان بدهد، تشكیك به آن برمى‌گردد. تا آن وجود چقدر خودش را به معرض دربیاورد. یك‌وقت آن وجود خودش را به‌صورت یك نهال و یك‌وقت آن وجود خودش را به‌صورت یك درخت تنومند درمى‌آورد؛ آن دیگر به او بستگی دارد.