جلسه ۱۵۱
7تلمیذ: بهقول فیزیكدانها معقول هم نباشد بالأخره این طول موج، منشأ اختلافش چه است؟
استاد: بله، اشكالى كه بر این نظریه وارد مىشود همین است كه شما مىفرمایید؛ منتها با این ترمیم كه ما بحث نمىكنیم و قدما هم نمىگفتند كه این رنگ در خارج هست یا در ذهن ما هست. صحبت در این نبود، صحبت در این است كه اختلافى كه الآن وجود دارد و همه به این اختلاف به یك نظر نگاه مىكنند علتش چیست؟ در این بحثى نیست. منبابمثال الآن من فرشى كه در اینجا مشاهده مىكنم همان رنگى را مىبینم كه شما مىبینید. دست اینجا مىگذارم كه رنگش قرمز است، خب شما هم این را آبى نمىبییند بلکه قرمز مىبینید. پس بین ما و شما در این قضیه اشتراك وجود دارد و این اشتراك یك منشأ واحد مىخواهد. ذهن ما و ذهن شما كه دوتا است پس این منشأ واحد چیست كه هر دوتا را یك رنگ مىبینید؟ باید یك امر خارجى باشد. این امر خارجى چیست؟ یا مىگویید: امر خارجی رنگ است یا امر خارجى اجسامی است كه بهواسطۀ جذب آن موج و بهواسطۀ برگرداندنش و بهقول اینها رفلكس كردنش وقتى كه آن موج به جسم مىخورد، یكمقدار از این نور را به خود مىگیرد، هرچه تیره باشد بیشتر نور را به خود مىگیرد و هرچه روشن باشد بیشتر پس مىدهد. در پس دادن شدّت نور بیشتر مىشود و در گرفتن از شدت نور كم مىشود، آنوقت بهواسطۀ آن مراتب اشتداد و ضعفى كه از طول موج به شبكیه مىخورد شبكیه آنها را تجزیه مىكند؛ آن كه نورش زیاد است اسمش را سفید مىگذارد و آن كه نورش كم است و رفلكس موجش كم است اسمش را سیاه مىگذارد. از تركیب سیاه و سفید و بین اینها كه متوسطات هستند، رنگ در خارج تحقق پیدا مىكند. پس مىتوانیم بگوییم: نظریۀ فیزیك امروز از نقطه نظر ما نه مردود است و نه مقبول است. مردود نیست زیرا ما هم قبول داریم نور است كه باعث مىشود اشیاء در خارج تحقق پیدا كنند و مردود است از این باب كه این موجب نمىشود كه بگوییم در خارج رنگى نیست. تا رنگ را چه تفسیر كنید؟ یكوقت مىگویید: رنگ اصلاً ساختۀ ذهن است، خب اگر ساختۀ ذهن است چرا این مسئله میان همه مشترك است با اینكه اذهان همه با هم تفاوت دارد، پس این مسئله یك منشأ خارجى باید داشته باشد. منشأ خارجى عبارت از خصوصیت اجسام است. و اگر به خصوصیت جسم نگاه كنید جسم كه واحد است، الآن این پشمى كه در اینجا هست این پشم با پشمى كه در دو سانت دیگر هست یكى است، این پشم با پشمى كه در سه سانت دیگر هست یكى است پس چطور ما این را قرمز مىبینم و این را آبى و این را زرد؟ اگر به خاطر امواجى است كه به خود اجسام مىخورد خب جسم كه یكى است. پس معلوم مىشود یك مادهاى هست. علاوه بر این جسم، ماده دیگرى وجود دارد كه آن ماده موجب مىشود که طول موجها تفاوت پیدا كند. اسم آن ماده را رنگ مىگذاریم. دو دوتا چهارتا است! چرا اینقدر بر سر خودمان بزنیم؟! حالا اینها مىگویند: نور كم بشود یكطور است زیاد بشود یكطور دیگر است. ما مىگوییم: نور كم بشود یا نور زیاد بشود در آن مسئلۀ خارجى فرقى نمىكند.

