جلسه ۱۵۲
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها ص 139 سطر اول
جلسه ۱۵۲
7«جواب از این مسئله كه وجود امكان و سایر مواد ثلاث وجود خارجى نیست و چون وجود خارجى نیست اعدام بر آنها صدق مىكند، این است که [از آنچه قبلاً در فرق بین دو معنای وجود رابطی بیان شد استفاه میشود که] وجودى كه در هلیات مركبه هست همان وجود رابط باشد، غیر از دیگرى است كه وجود رابطى باشد و وجود نعتى باشد، كه عبارت از وجود اعراض مانند بیاض و آن صورى كه حالّ بر موضوع هستند باشد. و اینكه ما مىگوییم: وجود «ج» بعینه برای «ب» است که وجود همان معناى رابط مىباشد غیر از معنایى است كه مىگوییم: وجود بیاض فىنفسه، وجود بیاض براى موضوع است كه مفاد كان تامه و هلیّۀ بسیطه باشد كه همان وجود نعتى و وجود عرضى است. و اینکه «ج» در آن اول كه هلیۀ مركبه و وجود رابطى باشد باید از امورى باشد كه وجود آن فىانفسها باشد، یعنى بالعرض وجود پیدا نكرده باشد؛ بهخلاف دومى كه وجود آن وجود بالعرض است و نفس موجودیتش به او برمىگردد. (وجود «ج» بعینه وجود او براى «ب» است، این معنی معناى همان وجود رابطى و نعتى است. و وجود «ج» فىنفسه عبارت است از همان رابط بین دو قضیه است.)
و كسى كه این معنی را نفهمد كه یكى از اینها وجودش فىغیره است که همان وجود هلیۀ مركبه است و دیگرى وجودش وجود فىنفسه و لغیره است که وجودش وجود نعتى و وجود رابطى است، او نمیتواند ادراك كند و چهبسا تسلیم فساد مىشود و نفى وجود رابط را از خارج مىكند و نفى وجود امكان را در خارج مىكند، درحالىكه امكان در خارج هست؛ منتها نه به وجود نعتى بلكه به وجود رابط و بهمعناى حرفى و انتزاعى.
و كسى كه معنی را بفهمد متوجه مىشود که گاهى شیء ممتنع الوجود فىنفسه و در خارج است نمىتواند تحقق داشته باشد؛ یعنى عینش در خارج ممتنع است. مانند زوجیت که عین زوجیت در خارج ممتنع است، اما همین ممكن الوجود است در قیاس با غیر.»

