جلسه ۱۵۴
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۴
11حالا در اینجا آقایان مىفرمایند كه اگر شما مىگویید: امكان، وجود ذهنى دارد نه وجود خارجى، در اینجا تسلسل لازم نیست، به جهت اینكه منبابمثال یك قضیۀ ذهینه را در اینجا مىآوریم مى گوییم: «زیدٌ ممكنُ الوجود» امكان را بر زید حمل كردید. خب در اینجا اتصاف زید به این امكان آیا اتصافش بالامكان است یا بالوجوب است؟ بالاخره هر قضیهاى یك موضوع دارد و یك محمول دارد و بین موضوع و محمول هم ربط هست، و این ربط هم از جهات ثلاث خالى نیست، یا امكان است و یا وجوب است و یا امتناع است، شما این امكانى را كه بر زید حمل مىكنید و مىگویید: «زیدٌ ممكنُ الوجود» این امكان كه در قضیۀ ما محمول واقع شده آیا این امكان بر زید بالوجوب حمل مىشود یا بالامكان؟ اگر در اینجا بالامكان حمل بشود، لازمهاش انقلاب است. یعنى چه؟ یعنى این مفهومى كه بر زید حمل مىشود، ممكن است كه این مفهوم بر زید حمل نشود، حمل این مفهوم براى زید ضرورت ندارد. وقتى كه شما نفى امكان را مىكنید، یا امتناع مىماند و یا وجوب مىماند و این لازمهاش انقلاب است. یك جهت قضیه از امكان به وجوب یا به امتناع است؛ اگر ممتنع باشد ممتنع و اگر واجب باشد واجب. اما اگر در اینجا حمل امكان بر زید حمل بالوجوب است یعنى واجب است كه امكان بر زید حمل شود نه ممكن، باید امكان بر زید حمل شود، این وجوب خودش یكى از جهات ثلاث است. بنابراین قضیۀ ما برمىگردد و یك قضیۀ دیگر درست مىكند. آن قضیه این است كه ممكنى را كه شما بر زید حمل مىكنید «الممكنُ یَجبُ أن یُحملَ على زید،ٍ علىٰ ماهیةِ زیدٍ فى قضیةٍ عقلیةٍ» پس ممكن را ـ ایشان اینطور نگفته بنده اینطور مىگویم ـ مبتدا قرار مىدهیم. از قضیۀ اول دست برمىداریم و یك قضیۀ دوم درست مىكنیم و موضوع قضیۀ دوم را محمول براى قضیۀ اول قرار مىدهیم، یعنى «الممكن یَجبُ أن یُحمَلَ على زیدٍ»، واجب است دیگر. آیا این ارتباط بین موضوع و محمول خودش یك جهت دارد یا ندارد؟ دارد دیگر! این «الممكنُ یَجبُ أن یُحملَ على زیدٍ»، نسبت بین ممكن و زید آیا بالامكان است یا بالوجوب؟ وجوب است دیگر. دوباره نقل كلام در آن وجوب مىشود و هلمّ جرّا و تسلسل میشود. اینها همهاش بافتنى است، مسئله چیزى نیست!

