جلسه ۱۵۵
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۵
9لا أنّنا إذا عَقَلنا ماهیةَ الإنسانِ و حَكَمنا علیه بكونِه جوهرًا حیوانیًا جرمیًا یكونُ المنظورُ إلیه هو الصورةُ العقلیةُ الّتی مِن جملةِ الكیفیاتِ النفسانیةِ لأنّ هذا بَیِّنُ الفَسادِ فكذلك الإمكانُ و مقابِلاه كالآلةِ للقوّةِ العاقلةِ بها یُتَعَرَّفُ حالُ الماهیاتِ بحسبِ نحوِ وجودِها و كیف یَعرِضُ لها و لا یُنظَرُ فی هذه الملاحظةِ إلىٰ كونِ شیءٍ مِن الثلاثةِ موجودًا أو معدومًا ممكنًا أو واجبًا أو ممتنعًا.
«نهاینكه وقتى ما تعقل یك ماهیت انسانى را بكنیم و حكم بكنیم كه ماهیت انسان جوهرى است حیوانى و جرم دارد، منظورٌإلیه ما آن صورت عقلیه باشد (آن صورتى كه در ذهن ما هست كه جوهر نیست، حیوان که جرم ندارد، وزن ندارد.) كه از جملۀ كیفیات نفسانیه است. (ایشان بهعنوان كیف نفسانى در اینجا مطرح مىكنند.) بهخاطر اینکه این خیلى روشن است كه صورت ذهنیۀ ما وزن ندارد، ماده ندارد، جرم ندارد. پس این صورت ذهنیه در اینجا بهعنوان حكایت مورد استفاده قرار گرفته است. همینطور است امكان و مقابلهایش كه وجوب و امتناع باشند که مثل وسیله و ابزار میباشند براى قوۀ عاقله. به این اشیاء، عناصر، وجوب و... ، حال ماهیات شناخته مىشود بهحسب نحوۀ وجودشان كه آیا وجود آنها بالامكان است یا بالضرورة است یا بالامتناع است. و چگونه این وجود عارض بر این ماهیات مىشود؟! و در هیچ كدام از این ملاحظاتى كه ما مىكنیم كه بهعنوان آلت و وسیله از این عناصر عقود و جهات ثلاث استفاده مىكنیم نظر نمىشود. كه یكى از اینها در ذهن موجود است یا معدوم است، ممكن است یا واجب است یا ممتنع است. حالا آنكه در ذهن هست، وصفش با آن وجود ذهنى كه دارد بالامكان است یا بالامتناع است یا بالضرورة است، به اینها هیچ كدام توجهى در اینجا نمىشود. (بلكه توجه مىرود روى نفس ربط و وجودِ رابطىِ خارجىِ این قضایاى خارجیه، و از این امكان عقلى و ذهنى براى ربط در آن وجود خارجى استفاده مىشود. اما ذهن در اینجا تصور نمىكند که حالا آن امكانى كه در ذهن آمده است چیست. پس جنبۀ آلى در اینجا لحاظ شده نه جنبۀ استقلالى.)»

