اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۵

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۵

2
  • حالا این ممكن كه در قضیۀ ما محمول واقع شده است، این ممكن باید یك نحوۀ وجود ذهنى داشته باشد. این آقایان مى‌گویند: شما قائل وجود ذهنى هستید؟ ما هم مى‌گوییم: بله، چه اشكال دارد؟! هر وجود ذهنى یك ماهیت ذهنى هم باید داشته باشد. بین آن ماهیت و بین آن وجود ذهنى هم باید یك ربطى باشد، از همین عناصر عقود باید یك جهت از جهات ثلاث باشد. پس بین آن ماهیت ممكن و بین خود ممكن هم در این صورت جهت بالامكان هست، آن امكانى كه به خودِ ماهیت ممكن و به وجودش برمى‌گردد. چطور بین ماهیت زید و وجود خارجى زید ما حكم به امكان مى كنیم و مى‌گوییم: وجود خارجى براى ماهیت زید واجب نیست، ممكن است؛ چرا كه دیروز زید نبوده و امروز هست و فردا این وجود را ازدست مى‌دهد، همین‌طور براى آن ماهیت ممكن هم در ذهن خود قائل به امكان هستیم، مى‌گوییم: آن وجودى كه موجب شده است که شما ممكن را محمول در قضیه قرار بدهید، ارتباط بین آن وجود و بین خود ممكنی كه ماهیت اوست بالامكان است، نمى‌شود بالوجوب باشد. چون ممكن است آن وجود باشد و ممكن است آن وجود ذهنى نباشد، نقل كلام مى‌كنیم در آن امكان و تسلسل لازم مى‌آید.

  • ایشان مى‌گویند كه در [قضایای] ذهنى تسلسل معنی ندارد. هرجا عقل بیاید و ذهن بیاید تسلسل را قطع بكند، از همان جا دیگر مسئله قطع مى‌شود. بین یك ماهیت و وجود آن ماهیت، اینكه بگویید: بالإمكان هست غلط است. البته اصل قضیه كه می‌گویند: بالامكان هست، از این نقطه نظر است كه مى‌گویند: مفهوم ممكن در ذهن [ممکن است]. این اشكالى كه مرحوم صدرالمتألهین به این جهت اشاره نكرده‌اند و از باب دیگر وارد مى‌شوند؛ از باب اینكه ذهن هرجا قطع بكند مسئله از همان‌جا قطع مى‌شود. مثل اینكه عرض كردیم که عدد مالانهایة است ولی ذهن این عدد را مى‌شمارد و در یك جا مى‌ایستد و اشكال ندارد. اما باز هم اگر هنوز كالرى‌اش باقى مانده باشد و چانه‌اش بتواند بجنبد مى‌گوید: یك میلیارد و یك، یك میلیارد و دو و... ، اما آن یكى دیگر غش مى‌كند و مى‌افتد و دیگر مسئله تمام مى‌شود. اما یكى دیگر نه، هنوز جان دارد مثل این منبری‌ها هنوز مى‌تواند حرف بزند، مى‌شمارد و برفرض به دو میلیارد هم می‌رسد، اما بالاخره یك روز غش مى‌كند و مى‌افتد. و این عدد دیگر در ذهن او جایگاهى ندارد؛ اگرچه در عالم واقع و نفس الأمر مالانهایة است. این مسئله را ایشان این‌طور جواب مى‌دهند.