اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۷

توضیحات:

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۵۷

2
  • دستۀ دوم مفاهیمی که عقل آنها را تصور می‌کند مفاهیمی هستند که وجود فی‌نفسه در خارج ندارند بلکه وجود آنها عبارت است از یک وجود اعتباری و وجود انتزاعی، نه‌اینکه خود آنها مابازاء خارجی داشته باشند، یعنی عقل آنها را انتزاع می‌کند. چون در معقولات اولیٰ و معقولات اولیۀ فلسفیه، در آن معقولات خود آن مفهوم هم در خارج وجود دارد اما در معقولات ثانی فلسفی، آن معقول در خارج وجود ندارد بلکه یک امر انتزاعی است که از آن عینیت خارجی انتزاع می‌شود، مانند مسئلۀ کلیت، مفهوم کلیت، مفهوم جزئیت. مفهوم کلیت در خارج وجود ندارد و همین‌طور مفهوم جزئیت. بله، زید درخارج وجود دارد نه جزئیت. ما خیلی از محاورات خودمان را و ارتباطات خودمان را با همین معقولات ثانی فلسفی انجام می‌دهیم، نه‌اینکه خیال کنید از امور بی‌خودی هستند که به اعتبار معتبر ارزش دارند و اگر معتبری تغییر پیدا بکند آن وقت آنها ارزش خود را ازدست می‌دهند. این مفهوم کلیت یا مفهوم جزئیت یا مفهوم نوع، مفهوم جنس، مفهوم فصل، اینها مفاهیم معقولات ثانی هستند.

  • یکی از آن مفاهیم هم همین مواد قضایا یا عناصر عقود است که جهات ثلاث هم به او گفته می‌شود. اینها یک مفاهیم انتزاعی هستند که مابازاء خارجی به‌عنوان وجود محمولی ندارند، بلکه ذهن آنها را از اشراف به یک موضوع و محمولی انتزاع می‌کند. نگاه به یک موضوعی می‌کند، نگاه به محمولش می‌کند و بعد این ارتباط را از این دو انتزاع می‌کند. این هم یکی از آن مفاهیمی است که ذهن آن ها را تصور می‌کند و جزء معقولات ثانی فلسفی هستند و مابازاء خارجی به‌عنوان وجود عینی برای آنها متصور نیست.

  • تفاوت مفاهیم انتزاعی و مفاهیم عینی خارجی

  • حالا با توجه به این قضیه ما یک نوع تباینی بین این مفهوم انتزاعی و بین مفاهیم عینی خارجی مشاهده می‌کنیم. مفاهیم عینی خارجی مفاهیمی هستند که وجود محمولی دارند و استقلال ذاتی دارند، اما مفاهیم اعتباری وجود خارجی ندارند و استقلال ذاتی ندارند، وجود آنها فی‌غیره است، معنای آنها یک معنای حرفی است، معنای استقلالی نیست، موضوع و محمول نمی‌توانند واقع بشوند و هلمّ‌جرّا. پس این مسئله‌ای که در اینجا مطرح شد در صورتی است که این وجود انتزاعی به‌عنوان یک وجود غیر مستقلّ بالذات و حاکی از خارج مدنظر بیاید. یعنی وقتی که مفهومی از این مفاهیم را ذهن ادراک می‌کند، آن جنبۀ معنای ربطی او و معنای انتزاعی او مورد نظر باشد. یعنی تا وقتی که آن جهت انتزاعی مدنظر است ما می‌توانیم بگوییم که این مفهوم همان معنای انتزاعی خودش را و همان معنای عدم وجود فی‌نفسه خودش را در اینجا حائز است. اما اگر ذهن آمد و این معنای انتزاعی را مدنظر قرار داد و روی آن تأمل کرد و روی آن فکر کرد و به‌عبارت‌دیگر خود آن را موضوع برای دقت و تأمل و مداقه قرار داد، دیگر در آن صورت از معنای انتزاعی بودن خارج می‌شود. مثل اینکه یک‌وقتی بیایند و از شما سؤال کنند که فرق بین این مواد ثلاثة یا این جهات ثلاثة را بگویید؟ یعنی شما در اینجا اصلاً می‌خواهید بحث را روی نفس ضرورت ببرید که اصلاً ضرورت به چه می‌گویند. ما کاری به قضیۀ خارجی نداریم که مثلاً «زیدٌ حیوانٌ ناطقٌ بالضرورة» که ما خود این ضرورت را صرف نظر از وجودش در هر قضیه‌ای بخواهیم ببینیم. ضرورت به چه می‌گویند؟ یکی از شما سؤال می‌کنند: آیا نماز واجب است یا نه؟ بله، نماز واجب است، یعنی نماز ضرورت دارد و حتماً باید بخوانید. آیا غیبت حرام است یا نه؟ می‌گویید: غیبت حرام است و ممتنع الجواز در خارج است. آیا خوردن پنیر در شب کراهت دارد؟ می‌گوییم: کراهت دارد. آیا وضو مستحب است؟ بله، مستحب است. و همین طور احکام خمسه را ما در اینجا انتزاع می‌کنیم و حمل می‌کنیم بر همان اشیاء خارجی. یک‌وقت به‌طورکلی می‌آییم و راجع به خود نفس احکام خمسه صحبت می‌کنیم، راجع به خود وجوب و حرمت صحبت می‌کنیم که اصلاً وجوب به چه چیزی گفته می‌شود، حرمت به چه چیزی گفته می‌شود، خب این دراین‌صورت نظر، نظر استقلالی در اینجا دارد، وجود محمولی در اینجا می‌شود.

/