جلسه ۱۵۷
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۷
7حالا آنچه که فرمودند: «بین این دو لحاظ تباین ذاتی هست» مرحوم آخوند میگویند که منظور این نیست که اینها وجود مستقل فینفسه دارند و مانند وجود عرض و معروض، منبابمثال وجود ضدین، دو مفهوم متخالفین تباین ذاتی داشته باشند؛ بلکه منظور از تباین ذاتی عبارت از دو لحاظ است، دو لحاظی که این دو لحاظ موجب میشود که اینها با هم اختلاف داشته باشند؛ یک لحاظ، لحاظ انتزاعیت است و یک لحاظ، لحاظ استقلالیت است. بنابراین در اینجا نه بهلحاظ وجود فی نفسۀ اینها اختلاف آمده است که اینها وجود فینفسه ندارند بلکه بهلحاظ اختلاف در مفهوم و اعتبار است که یکی اعتباراً أخذ شده و یکی بالاستقلال؛ مانند قوه و فعل و مانند محصّل و لامحصّل. این مطلب تمام شد.
قاعدۀ اختلاف انتزاعیات و استقلالیات در معقولات ثانوی
از این جا به بعد مرحوم آخوند یک قاعدهای را بیان میکنند که این قاعده بهعنوان یک مسئلۀ کلی است و آن این است که اصلاً احکامی که بر انتزاعیات مترتب میشود، ما این احکام را متوجه بشویم که چه احکامی است. در هر جا که معقول ما معقول ثانوی بود، در آنجا آن معنای انتزاعی با آن معنای اولی یا با آن معنای غیرانتزاعی که معنای بالاستقلال است تفاوت دارد و احکامش هم با آن متفاوت است. منبابمثال مسئلۀ تسلسل در معقولات اولی بهعنوان خارجی میآید اما مسئلۀ تسلسل در معقولات ثانوی که مسئلۀ وجوب باشد، مسئله وحدت باشد، مسئلۀ ضرورت باشد، مسئلۀ امکان باشد و امثال ذلک باشد نمیآید، چون وقتی که تسلسل عبارت باشد از توقف یک شیء بر شیء دیگر، این توقف باید از نظر وجود خارجی موجب استحالۀ امتناع بشود اما اگر فرض بکنید خود ذهن آمد و یک امر را مترتب بر امر دیگر کرد و آن امر هم مترتب بر امر دیگر کرد، این دیگر در اینجا مسئولیتی از نقطه نظر ترتب یک مسئلۀ وجودی و مطلب دیگری در خارج پیدا نمیشود. پس این یکی از احکامی است که ما در روز قبل گفتیم که مسئلۀ تسلسل بهواسطۀ انقطاع تعمّلیِ عقل، منقطع خواهد شد و دیگر تسلسلی وجود ندارد.

