اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۸

توضیحات:

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۵۸

2
  • عینیت مصداقی وجود و وحدت

  • همین‌طور دربارۀ وحدت، مثلاً مى‌گوییم: این كتاب واحد است، این ساعت واحد است، ما در این حكم به واحد و وحدتى كه مى‌كنیم و می‌گوییم: واحد، واحد را انتزاع مى‌كنیم. واحد یك امر خارجى و یك مسئلۀ عینى خارجى است. به‌عبارت‌دیگر در هرجا كه وجود باشد در آنجا وحدت هست و در هرجا كه وحدت باشد در آنجا وجود هست و این عینیت آنها یك عینیت مصداقى و به‌ حمل شایع وحدت مصداقى است، نه‌اینكه عینیت مفهومى. مفهوم وحدت و مفهوم وجود هردو وحدت مصداقى به حمل شایع در خارج دارند. از اینجاست كه مسئلۀ وحدت وجود پیش مى‌آید. هر چیزى كه در خارج هست اگر از وحدت برخوردار نباشد تعین خارجى پیدا نمى‌كند. این كتاب كه الان درخارج هست، چون واحد است در خارج هست، اگر این كتاب قابلیت براى اثنین را داشت هیچ وقت در خارج موجود نبود. الان این ساعت چون واحد است در خارج موجود است و شما آن را مى‌بینید، اگر قابلیت براى تعدد را داشت امكان نداشت در خارج موجود باشد، چون همین‌كه قابلیت براى متعدد شدن را پیدا مى‌كند یعنى به مقام ابهام و اجمال رفتن و داخل در تحت قوانین ماهیت شدن، نه داخل در تحت هویّت شدن. ماهیت قابل تكرر است؛ من‌باب‌مثال شما ماهیت زید را تصور بكنید و ده میلیون مثل زید را در خارج مى‌توانید فرض بكنید؛ زید، زید، زید و... . همه مثل هم هستند، مثل اینكه كپى زده‌اید. مثل یك مجسمه كه كارخانه ده میلیون از آن را درست مى‌كند، از اینجا تا طهران از این مجسمۀ زید را درست کند، از نقطه نظر مجسمه مطلب تمام است، تخلُق مِن الطین مى‌شود، یك عیسایى هم پیدا مى‌كنیم علىٰ نبینا و آله و علیه السلام از اینجا فوت مى‌كند و این ده میلیون را زنده مى‌كند. ده میلیون زید می‌شود، و همه عین هم و کامل هستند. البته همه عین هم نیستند ولى در مثال و تشبیه داریم مى‌گوییم. پس در اینجا ماهیت زید، یك ماهیّتى است كه قابلیت براى تكثر خارجى را دارد ولى همین‌كه در خارج پیدا مى‌شود یكى است و دیگر دوتا نمى‌تواند باشد. اگر یكى دیگر مانند او باشد او نیست، مانند اوست نه‌اینكه او است. حتى دو مجسمه را كه كارخانه بیرون مى‌دهد نمى‌گویند كه این آن یكى است بلکه می‌گویند این را مثل آن یكى درست كرده‌اند. سومى مثل این دوتا است و چهارمى مثل آنها است. مثل با عین فرق مى‌كند. پس آن چیزى كه قابل براى تكثر است ماهیت است، اما هویّت خارجى قابل تكثر نیست. این وحدت لازمۀ براى وجود خارجى، یعنى اگر وجود خارجى بخواهد باشد حتماً وحدت بر او صدق مى‌كند و اگر یك مطلب بخواهد واحد باشد باید وجود داشته باشد.

/ 380