
جلسه ۱۶۰
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها نکته ها وگفته های استاد: بررسی ساعت غروب کوک و سال قمری
جلسه ۱۶۰
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها نکته ها وگفته های استاد: بررسی ساعت غروب کوک و سال قمری
جلسه ۱۶۰
12استاد: آخر آن روز كه اول فروردین نبوده است.
تلمیذ: اول محرم هم نبوده است.
استاد: بعد چند روزى اضافه كردند، قبل از محرم بوده است.
تلمیذ: طبق همین حساب پیش رفتند.
استاد: حساب كردند كه هر روزى از سال كه هست حالا مثلاً آن را سال اول حساب كنند، ولو شش ماه است، آن شش ماه یك سال بشود، كه بعد دیگر وقتى كه به سر آن سال مىرسد، به اول فروردین مىرسد، ولو پیغمبر اول فروردین نرفته ولى دیگر اول فروردین سال جدید بهحساب بیاید، اینطورى حساب کردند. بههرصوت بایستى كه تاریخ دقیق داشته باشیم، حالا هرچه میخواهد باشد، فرقى نمىكند. والاّ لنگ مىشویم. آن اعتبارى است دیگر، بالأخره یا مسلمین باید دست از این مسائل عادى و زندگى بردارند و بروند سوار الاغ بشوند یا اینكه نه دیگر اگر شما این وضع و این خصوصیت را مىخواهید، باید برطبق آن قوانینی را هم بیاورید.
یكدفعه یک بندهخدایى بود ـ حالا اسمش را نمىآورم ـ ما با او صحبت مىكردیم، از مشهد مىآمدیم و او راننده بود، داغ كرد و گفت: «آن اسلامى كه نتواند تاریخش را تاریخ قمرى بكند، آن اسلام اصلاً ناقص است!» گفتم: بسیار خوب ما هم همۀ اینها را قبول داریم، حالا شما راهت را برو تصادف نكنی تا من به تو بگویم، به كوه نزنی! بنده هم قبول دارم اسلامى كه نتواند مسائل [را حل کند، آن اسلام ناقص است.] شما چقدر به ما مهلت مىدهى كه بروند و زحمت بكشند و قانونى دربیاورند، نظامى بیاورند كه بتواند با ساعت غروب كوك و با تاریخ قمرى، تمام نیازات امروز را برآورده كند؟ چقدر به من مهلت مىدهى؟ همینجا بگو ببینم، آیا یك ماه؟ دو ماه؟ بالأخره مهلتى به ما بده دیگر! الآن كه مىگویى: نمىشود و باید بهدنبالش برویم. ما مىگوییم: قبول داریم، بهدنبالش مىرویم و به یك برنامهریزى دقیق كامپیوترى مىرسیم كه آن برنامۀ كامپیوترى با این جنگل مولایى كه عرض كردم، بتواند تمام نیازهاى بشر امروز را با ساعت غروب كوك و با تاریخ قمرى برآورده كند! چقدر به من مهلت مىدهى؟ آیا یك سال؟ این مدت یك سال آیا اسلام ناقص است یا نه؟ ما هم همین را مىگوییم! این مدت یك سال پس شما اجازه دادید، امضا مىكنید كه ما به تاریخ شمسی، ساعت ظهر كوك عمل كنیم، بنده مىگویم این یك سال اگر صد سال هم بشود تو نمىتوانى! تو مىگویى: من مىتوانم، خب برو! بالأخره این یك سال یا باید بگویی: اسلام ناقص است یا باید بگویی: اسلام كامل است و تو نمىفهمى! اسلام كامل است! چه داعى دارى که بگویی: اسلام ناقص است و براى رفع نقصش باید این كار را بكنیم؟! این اولاً.
