
جلسه ۱۶۰
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها نکته ها وگفته های استاد: بررسی ساعت غروب کوک و سال قمری
جلسه ۱۶۰
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها نکته ها وگفته های استاد: بررسی ساعت غروب کوک و سال قمری
جلسه ۱۶۰
17من با شخصى برخورد كردم، این شخص اصلاً بهطوركلى آنچنان در تحت افكار متضاد [قرار گرفته بود،] ـ آدم خوبى بود، موقعیت اجتماعى خیلى مهمى هم دارد ـ اینقدر مطالب متضاد و خلاف و غیر قابل قبول از افراد و روحانیون و وعاظ و... شنیده بود که بهطوركلى همه چیز برایش پیچیده شده بود، همه چیز برایش گنگ بود! خب ما با او صحبت کردیم، رد و ایراد و... کردیم، اول كارى كه ما با او كردیم این بود كه هرچه گفت، گفتیم: درست است! به قول مشهدیها: «همه از یَك كنار» هرچه گفت گفتیم: درست است! یكدفعه آرام شد، آمد پایین و گفت که «ما هم همین را مىگوییم.» بعد كمكم شروع كردیم برایش سؤال مطرح كردن که خودش جواب بدهد، من جواب ندهم. سؤالاتى مطرح كردیم و... ، یواش یواش خلاصه بعد از دو سه ساعتى یكدفعه نود درجه تغییر موضع داد، نود درجه هم در دو سه روز دیگرش درست شد، بعد از مدتى بودن صد و هشتاد درجه تغییر موضع داد. چون اول انسان باید ببیند نیاز طرف مقابل چیست، مطابق با نیاز طرف مقابل جلو بیاید. این روش، روش ائمه علیهمالسلام بوده دیگر. الآن اینطور نیست، تا شخصی مطلبی را مطرح میکند به او میگویند: «اى كافر ملحد بىدین! ملحد شدى! برو!» این شخص هم با خودش فكر مىكند و مىگوید: من درست دارم فكر مىكنم. حالا این فرد یا اینكه دیوانه مىشود یا اینكه اصلاً همه چیز را انکار مىکند.
اللهمَ صلّ علی محمد و آل محمد
