جلسه ۱۶۲
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۶۲
4پس وجود متكثّرۀ خارجى است كه موجب استحالۀ تسلسل خواهد شد. اما اگر یك وجود بیشتر نبود و هزار قضیه از آن انتزاع بشود، آن تكثر لازم نمىآید. منبابمثال یك زید هست كه ما از آن قضیه همینطور انتزاع مىكنیم؛ زید بهلحاظ أنه انسانٌ میگوییم: انسانٌ، و بهلحاظ أنه حیوانٌ میگوییم: حیوانٌ، و زید بهلحاظ أنّه أبیضٌ مىگویم: أبیض، و زید بهلحاظ أنّه ذوكمٍّ مىگویم: یك متر و هفتاد سانت قدّ او است، و زید بهلحاظ أنه عالمٌ مىگوییم: عالمٌ، و زید بهلحاظ أنه منتسب إلى أبیه مىگوییم: ابن فلان. یك زید خارجى است ولى عناوین متعددهاى كه مىآوریم موجب تكثّر زید نخواهد شد. اینطور نیست كه هر عنوان كه روی آن بار كنیم یك زید در این وسط درست شده باشد؛ زید یكى است و لكن عناوین إلىماشاءالله زیاد است. این هم موجب استحاله نیست.
در مانحنفیه هم همین حرف را مىزنیم مىگوییم: بله، این قضایاى ذهنیهای كه الآن شما یكى را بر دیگرى مترتب مىكنید، بالأخره به یك وجود موضوع نیاز دارد و این موضوع وجودش واحد است، وجودش دیگر متكثّر نیست. وجودش هم عبارت از این است كه مىگوییم: زیدٌ ممكن الوجود. وجود زید در خارج هست و داریم مىبینیم، مىگوییم: زیدٌ ممكنُ الوجود، این وجودى كه هست، امكان جهت براى این قضیه هست. اینكه مىگوییم: زیدٌ موجودٌ، جهت قضیه چیست؟ بالامكان است. این امكانى كه الآن جهت قضیه است، این امكان را انتزاع مىكنید و موضوع قرار مىدهید، برایش یك ضرورتى مىآورید و آن را محمول قرار مىدهید و مىگویید: امكانِ در این قضیه بالضرورة است. اینكه امكان را بیرون کشیدید و موضوع قرار دادید و بعد برایش یك محمول قرار دادید، این یك قضیۀ ذهنى شد، و همینطور شما قضیه درست كنید. این موجب تعدّد موضوع نخواهد شد، چون از آن قضیۀ خارجى و زید خارجى انتزاع كردید و چون انتزاع کردید، مابهالانتزاع آن هم واحد است. ما عنه الانتزاع، آن چیزی که از آن انتزاع شده واحد است که آن عبارت از زید است، وقتى كه عبارت از زید شد، زید هم که متكثّر نیست، بنابراین سلسلۀ تسلسلِ ذهنیه در اینجا قطع مىشود. این جواب مرحوم دوانى بود.

