اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۳

توضیحات:

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۶۳

8
  • اولاً این سماء ذاتاً سر پاى خودش ایستاده، بعد یك وجود دیگرى به‌نام فوقیت دارد. پدر مى‌گوید: اول من هستم، بعد من یك انتسابى با امر دیگرى دارم كه به‌‌خاطر آن به من مى‌گویند: أب. اول زید مى‌گوید: من وجود دارم، بعد به‌خاطر انتسابم به پدر، به من مى‌گویند: إبن. بنابراین وجود اول وجود آن ذات است لذاته، و وجود دوم وجود آن ذات است به ملاحظۀ امر دیگر. پس وقتى که شما ذات را درنظر بگیرید، این منتزَع و موصوف مى‌شود، و وقتى كه وجود ذات را به‌لحاظ امر دیگرى بالای زمینه درنظر بگیرید آن‌موقع مى‌شود وجود صفت و مى‌شود وجود مایُنتزع. یعنى آن وجود منتزع می‌شود که عبارت از عوارض انتزاعى یا عوارض حقیقىِ بر ذات است. پس وجود عوارض با وجود ذوات، اینها وجودات مستقل هستند. پس شما نمى‌توانید سلسلۀ قضایاى ذهنى را به آن لزوم خارجى برگردانید. آن لزوم خارجى وجودش براى فى‌غیره است، این سلسله تا می‌خواهد به آن منتزع برگردد وجود اینها وجود فى‌نفسه است و ارتباطى به آن وجود خارجى ندارد.

  • فالحقُّ ما مَرَّ مِن أنّ اللزومَ له تحقُّقٌ رابطیٌ یكفی فی كونِ أحدِ الشیئینِ لازمًا و الآخرِ ملزومًا و هذا النحوُ مِن الوجودِ الرابطیِ و إن كان منسوبًا إلى الخارجِ إذا كان اتصافُ الملزومِ بالأمرِ اللازمِ فی الخارجِ لكن لیس هو نحوَ وجودِ الملزومِ فی نفسِه لأنّ نحوَ وجودِه فی نفسِه و الحصولَ الذی یلیقُ به حینَ تحقُّقِه مع قطعِ النظرِ عن كونِه رابطًا بینَ شیئینِ بل عندَ ملاحظةِ ماهیتِه و حقیقتِه فی نفسِه لیس إلا فی ظرفِ الذهنِ و إن كانت ملاحظتُه فی نفسِه لا ینفَكُّ عن اتصافِه بكونِه رابطةً بینَ شیئین.

  • «[اما حق همان‌طور که گذشت این است كه] براى لزوم یك تحقّق رابطى و در خارج هست که كفایت مى‌كند یكى از دو شیء لازم باشد و دیگرى ملزوم باشد، و این نحوۀ از وجود رابطى كه در اینجا هست اگرچه منسوب به آن الله و موجودٌ خارجى است وقتى که اتصاف ملزوم به یك امرى باشد كه در خارج لازم است، (یعنى موجودٌ متصف به ضرورت براى الله باشد) ولی آن لزوم خارج، وجود ملزوم فى‌نفسه نیست. چون نحو وجود این ملزوم فى‌نفسه که ضرورت باشد و حصولى كه لیاقت به او دارد در وقتى که او تحقق خارجى پیدا مى‌كند، با قطع نظر از این است كه این رابط بین دو شیء باشد، بلكه در وقتى كه ما این لزوم را به خودش نگاه مى‌كنیم و خودش را مد نظر قرار مى‌دهیم و كارى به موضوع و محمولى كه در آنها هست نداریم و خود لزوم را مدنظر قرار مى‌دهیم، این فقط در ظرف ذهن است و جنبۀ آلى خارجى ندارد. و اگرچه همین را كه در نفس ملاحظه مى‌كنیم منفك نیست از اینكه رابطۀ بین دو شیء باشد.»

/