جلسه ۱۶۵
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۶۵
7اشکال سوم مرحوم آخوند به محقق دوانی
مسئلۀ سومی كه در اینجا ایشان مىفرمایند این است كه طبیعت قضیۀ ممكنه، صدق وجود را بالفعل براى موضوع در اعیان نمىكند. این غیر از این بود كه وصف خارجى باشد. یعنى درواقع ایشان در قضیۀ سوم دارند یكقدرى از آن مطلبى كه در مسئلۀ دوم گفتند عدول مىكنند. اشكال دوم را بر قضیۀ اوصاف خارجى بردند، ما از آنجا جلوى ایشان را گرفتیم. حالا ایشان دارند مسئله را به این برمىگردانند كه خود امكان، اقتضای صدق وجود موضوع را نمىكند ـ البته نه در اعیان، بلكه این بهلحاظ وصف خارجى بودنش است ـ ولى وجود ذهنى آن را که اقتضاء مىكند. چون بالأخره شما براى این قضیه یك موضوعى مىآورید و یك محمولى مىآورید؛ حالا یا موضوعتان باید خارجى باشد [یا ذهنی،] درهرصورت ذهنى كه هست، حالا برفرض اگر خارجى هم نباشد ذهنى كه هست! اگر خارجى باشد دوتا وجود دارد: یك زیدى هست كه دارد راه مىرود و یكى هم آن زیدى كه الآن در قضیۀ شما موضوع واقع شده است. پس الآن این زید دو وجود دارد، یك وجود خارجى و [یک وجود ذهنی.]. در اعیان خارجى دو وجود براى این موضوع هست ولى در قضایاى ذهنیه فقط یك وجود براى این موضوع است، بالاخره وجود موضوع را كه در اینجا اقتضاء مىكند.
و خیال مىكنم كه این مسئله، مسئلۀ ثبوت است. چون مرحوم محقق دوانى گفتند: این لزومى كه در اینجا از آن لزوم قضیۀ خارجى انتزاع شده، بهنحو ثبوت است، یعنى وجود ندارد، یعنى ما از آن لزوم بین قضیۀ خارجیه، یك لزومى را انتزاع مىكنیم و این لزوم ثابت است و وقتى كه ثابت شد ما در اینجا محمول را بر این موضوع حمل مىكنیم. وجود را ایشان به این لزوم ثابت نمىكنند، وجود را ثابت مىكند به آن لزومى كه در قضیۀ خارجیه هست؛ آن لزومى كه در قضیۀ خارجیه بهعنوان وجود رابطی، مال آن لزوم است. اما آن لزومى را كه در ذهن موضوع قرار مىدهند و بر آن حكم مىكنند بهعنوان مفهوم استقلالى، آن را مىگویند كه از یك امر ثابت برخوردار است. بهخاطر اینكه از وجود فرار كنند، از وجودات متوالیه فرار كنند مىگویند: یك وجود در اینجا بیشتر نداریم و آن هم همین قضیۀ خارجى است، این زیدى كه دارد راه مىرود، زیدٌ كاتبٌ بالإمكان، این زیدى كه الآن دارد مىنویسد. این امكانى كه الآن در آنجا هست، در این امكان یك لزومى خوابیده، یواشكى یك لزومى هست، چون مىگوییم: زیدٌ كاتبٌ بالامكان دیگر. امكان الآن در اینجا بین محمول و موضوع ربط مىدهد، ولى در این امكان یك لزوم خوابیده است. آن چه لزومى است؟ آن لزوم این امكان براى این حمل است. این امكان براى این قضیه لازم است، آن لزومى كه داخل این خوابیده، آن لزوم یك نحوۀ ثبوتى دارد. الآن جهت در قضیه همان امكانى است كه در خارج هست. آن وجود، وجود بالفعل است. ما یك موضوعى داریم كه وجودش بالفعل است که زید است، یك كتابت داریم كه وجودش بالفعل است و داریم مىبینیم که مىنویسد دیگر، یك ارتباط بین این دو هست، این كه الآن دارد مىنویسد، ارتباط بین زید كه همان وجود رابطى است كه سابق در آن بحث كردیم و در آن نظر داشتیم، آن هم حالا بنا بر رأى قوم، یك وجود رابطى دارد. از این وجود رابطى ما یك لزومى را انتزاع مىكنیم، آن انتزاع ما آیا وجود دارد یا ندارد؟ ایشان مىگویند: دیگر ثبوت دارد. محقق دوانى مىگوید: ثبوت دارد، وجود ندارد، وجود مال قضیۀ خارجیه است. ثبوت است كه الآن به این لزوم در اینجا نسبت داده شده و ثبوت كه وجود نیست. بنابراین تمام ثبوتاتى كه این ثبوتات ثبوتهاى ذهنى است برمىگردد به این وجود ممكنى كه الآن در قضیۀ خارجى هست. پس وجود مىشود وجود واحد و اشكالى هم نیست.

