اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۶۵

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۵

5
  • مشهد رفته بودیم، به یك جا رفتیم که شیرینى و آجیل بخریم. بعد ما دیدیم كه یكى در آنجا هست و ظاهراً مغازه‌‌دار بدش نمى‌آید که یك مقدار با او ادامه بدهد و صحبت کند. ما بیرون آمدیم، همین‌که بیرون آمدیم و آن طرف خیابان رفتیم، مغازه‌دار آمد و گفت: آقا، كجا می‌روید؟! فرمایشى داشتید؟! دید ادامه دادن با این نمى‌صرفد و مشترى‌هاى دوم دارند ازدست مى‌روند! انسان باید بلاغت ببیند که در هر جا هر سخن نگوید و در هر موقعیتى بایستى كه انسان ببیند چه مطلبى را در اینجا بگوید. خب عقل در اینجا به‌واسطۀ تأمل عقلى مى‌تواند به سلسله ادامه بدهد و مى‌تواند آن را قطع بكند. این اشكال مرحوم آخوند بود.

  • در مقام دفاع از مطلب محقق دوانی

  • ما مى‌توانیم از طرف مرحوم محقق دوانى جواب بدهیم به اینكه در اوصاف ذهنى كه این اوصاف لازمۀ براى ماهیت‌ است و ظرف تحققش در ذهن است، لاشك و لاشبهه كه لحاظ خارجى در اینجا مستحیل است. و اما در اوصاف خارجى كه این اوصاف خارجى، حمل بر موضوعات خارجى مى‌شود، منظور آخوند این است كه در یك قضیۀ ممكنه، حمل محمول بر موضوع به‌لحاظ اینكه آن محمول، وصفى از اوصاف خارجى است مثل كتابت، اقتضاء مى‌كند وجود موضوع را بالفعل در خارج، لاشك و لاشبهه كه این خلاف است. به جهت اینكه همان‌طور كه ما در معقولات ثانیه و همین‌طور بر موضوعات كلى، به‌لحاظ قضیۀ وجود خارجىِ آنها ما محمولى را حمل مى‌كنیم، و در قضیۀ خارجیه برخلاف قضیۀ طبیعیه كه نفس تصور موضوع در ذهن بدون لحاظ خارجى او اقتضای حمل ذاتیات را بر آن مى‌كند، مانند زوجیت براى أربعه، كه در اینجا بدون لحاظ أربعه در خارج، زوجیت بر آن حمل مى‌شود، این را مى‌گوییم: یك قضیۀ طبیعیه. ولى در قضایاى خارجیه، موضوع به‌لحاظ وصف خارجى او، موضوع براى قضیه واقع مى‌شود. حالا در قضیۀ خارجیه فرق نمى‌كند که موضوع در خارج محقق باشد یا محقق نباشد. من‌باب‌مثال وقتی که مى‌گوییم: «أكرم العالِم»، این قضیه به‌عنوان قضیۀ خارجیه است. اكرام عالم واجب است، حالا عالمى باشد، اكرامش واجب است و اگر نباشد، حكم اكرام روى عالم رفته، نه به‌لحاظ طبیعت عالم بلكه به‌لحاظ وجود خارجى. طبیعت عالم كه اكرام نمى‌خواهد. طبیعت عالم وعائش ذهن است. طبیعت عالم یك طبیعت كلى است. عالم خارجى، اكرام مى‌خواهد. یعنى این عالم كه الآن دارد در خارج راه مى‌رود، این عالم، این زید، این عمرو، این بكر الآن اقتضای اكرام مى‌كند. پس در قضایاى خارجیه لازم نیست [موضوع در خارج حتماً باشد.] بر خلاف كلام مرحوم محقق نائینى كه ایشان قضایاى خارجیه را آن قضایایى مى‌دانستند كه مصادیق آنها بالفعل وجود دارد، ولى در قضیۀ خارجیه به این لحاظ این قضایا متصف به خارجى مى‌شوند كه ظرف تحقق آنها خارج است؛ حالا سواء آنكه در خارج باشد یا نباشد. لذا در مسئلۀ احكام، ترتب احكام بر موضوعات، بحث بر سر قضایاى طبیعیه نیست. وقتى كه مى‌گوییم: «الخمر حرامٌ»، نه‌اینكه خمر ذهنى حرام است، خمر ذهنى‌ حرام نیست، اشكال ندارد. خمرى حرام است كه در خارج باشد، این خمر مى‌شود حرام. حالا اینكه مى‌گوییم: «الخمر حرامٌ»، باز در اینجا خمر كلى آورده مى‌شود و حرمت هم حرمت اطلاقى در اینجا است، حرمت روى خمر خارجى رفته است، سواءٌ اینكه خمر خارجى تحقَّقَ بالفعل أو لا یتحقَّقُ و یتحقَّقُ بعد. الآن خمر حرام است، خوردن خمر در این منزل حرام است، حالا بگویید: مگر در این منزل خمر است؟! البته ما خبر نداریم!! ولى درهرصورت اگر هم باشد حرام است. این نه به‌لحاظ این است که این قضیه، قضیۀ لغو است و قضیه، قضیۀ باطل است. مسئلۀ وجود صفات، روی موضوعات خارجی مى‌رود. منظور این است كه این موضوع در خارج باید محقق باشد تا این صفت بر آن حمل بشود، و این دلیل نیست بر اینكه حتماً موضوع باید در خارج باشد.