
امکان استقبالی و نسبت آن با ضرورت وجود و عدم
بررسی اشکال صدرالمتألهین به امکان استقبالی
امکان استقبالی محور اصلی این جلسه از درسهای فلسفی آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. در این بحث، معنای چهارم امکان توضیح داده میشود؛ امکانی که ناظر به تحقق یا عدم تحقق یک وصف در آینده است. استاد ابتدا دیدگاه منطقیین را دربارهٔ امکان استقبالی شرح میدهد و توضیح میدهد که چرا برخی، تحقق فعلیِ موضوع یا محمول را با امکان آینده ناسازگار دانستهاند. سپس اشکال صدرالمتألهین بر این دیدگاه بررسی میشود؛ اشکالی که بر اساس ضرورت وجود و عدم در سلسلهٔ علل شکل میگیرد. در ادامه، تفاوت میان ظرف اتصاف و زمان فعلیِ حکم تبیین میشود و با مثالهایی مانند بلوغ، کتابت و اوصاف زائلشدنی، حدود امکان استقبالی روشن میگردد. بخش پایانی جلسه نیز به رابطهٔ امکان، علیت، علم الهی و تفاوت علم یقینی با علوم ظنی انسان میپردازد و نشان میدهد که چگونه احاطهٔ به اسباب، موجب قطع و یقین میشود.
امکان استقبالی و نسبت آن با ضرورت وجود و عدم
7بنابراین اصلاً در امكان، اینهایى كه گفتند: امكان استقبالى، بهخاطر این است كه از جهت فعلى آن قضیه صرف نظر كردند. و اشكال آخوند وارد نیست، بهخاطر اینكه اگر قضیۀ ما الآن بالضرورة باشد، اصلاً امكان استقبالى معنی ندارد! ظرف امكان استقبالى را براى قضایایى مىآورند كه اگرچه اتصاف امكان در زمان حال است، اما ظرف اتصافش در استقبال است. ما به ظرف اتصاف كار داریم نه به اینكه الآن متكلم گفته: «زیدٌ كاتبٌ». چه الآن مىگفت: «زیدٌ كاتبٌ» و چه در لوح محفوظ مىگفت: «زیدٌ كاتبٌ»، ما به او كه كار نداریم، ما به این كار داریم كه آیا یك ماه دیگر دستش مىنویسد یا دستش خشك مىشود و فلج مىشود؟ ما به این کار داریم. مىگوییم: ممكن است که زید تا یك ماه دیگر دستش بنویسد و این كار را انجام دهد. امكان استقبالى را در این موارد مىآورند، به الآن كار ندارند، اشكال آخوند وارد نیست، چون ظرف اتصاف مربوط به آینده است و اصلاً به حال بحث نمىكند.
فإنِ استَضَرَّ بذلك فیَستَضِرُّ بهذا فترجیحُ أحدِهما علَى الآخرِ لیس مِن مرجِّحٍ و هذا قولٌ یُناسِبُه النظرُ المنطقیُ و الأنظارُ البحثیةُ.
«اگر ضرر دارد این وجود به امكان، عدم هم به امكان ضرر دارد. (ما مىگوییم: نه، این ضرر ندارد.) این ترجیحى است كه بلا مرجح است. این نظر، نظرى است كه افراد منطقیین صحبت مىكنند [و با نظر منطقی و نظرهای بحثی مناسب است.]»
ولى مرحوم آخوند مىگوید: اگر ما به سلسلۀ علیت بخواهیم نگاه بكنیم، اصلاً در آنجا دیگر معنی ندارد که امكانى وجود داشته باشد. بالاخره سلسلۀ علیت همانطوریکه در ماضى مسئله را یا به عدم یا به وجود متبدل كرده، ضرورة الوجود و العدم، همان سلسلۀ علیت در آینده هم مسئله را به ضرورة الوجود و العدم برمىگرداند. این اشكال باز بر مرحوم آخوند وارد مىشود، بهخاطر اینكه اگر قضیه این است، شما اصلاً امكان را در هیچ جا نمىتوانید بیاورید. غیر از امكان ذاتى هیچ امكانى ندارید. امكان خاص هم اصلاً نداریم، چون امكان خاص استواء طرفین است، درحالیكه ما مىگوییم: سلسلۀ علیت یا اقتضاى وجود مىكند یا اقتضاى عدم. اصلاً بهطورکلی بحث امكان را برچینیم و فقط قضیه را روى ماهیت من حیث هى هى ببریم و از سلسلۀ علیت صرف نظر كنیم.
