اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سلب امکان از ماهیت و معنای «الماهیة من حیث هی»

بررسی نسبت ماهیت با وجود و لوازم ذاتی

0
اسفار
اسفار

سلب امکان از ماهیت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مرحوم سبزواری را درباره عبارت «الماهیة من حیث هی لیست الا هی» و تفاوت آن با «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» بررسی می‌کنند و توضیح می‌دهند که این دو تعبیر برای نفی وجود و امکان از ذات ماهیت چه نقشی دارند. سپس بحث به تفاوت میان لوازم وجود و لوازم خود ماهیت کشیده می‌شود و با مثال‌هایی مانند زوجیت اربعه روشن می‌شود که برخی اوصاف از متن ماهیت جداشدنی نیستند، در حالی که امکان از سنخ لوازم ذات ماهیت به شمار نمی‌آید. در ادامه نسبت تصور، تصدیق و وجود ذهنی ماهیت تحلیل می‌شود و اشکال واردشده بر مبنای مشهور درباره سلب امکان از ماهیت مورد بررسی قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن جایگاه امکان، وجود و سایر احکام در نسبت با ذات ماهیت و مراتب تقرر آن است.

سلب امکان از ماهیت و معنای «الماهیة من حیث هی»

7
  • نعم‌ لمّا کانَ جمیعُ السلوبِ صادقةً فی حقِّ کلِّ واحدةٍ منها مِن تلک الحیثیةِ إلا سلبُ نفسِها.

  • «بله، از آنجایی که همۀ سلب‌ها صدق می‌کند در حقّ هر کدام از این ماهیات از این حیثیت، (یعنی وقتی که شما حیثیت ذات خودش را بدون لحاظ وجود خارجی و وجود ذهنی مد نظر قرار بدهید، همۀ سلب‌ها بر آن صدق می‌کند؛ یعنی می‌توانید بگویید: زیدٌ لیس بموجودٍ، زیدٌ لیس بممکنٍ، زیدٌ لیس بأسودٍ، زیدٌ لیس بأبیضٍ، تمام سلب‌ها از این نقطه نظر صدق می‌کند) مگر سلب خودش.»

  • خودش را دیگر نمی‌توانید سلب کنید. یعنی وقتی که می‌گویید: «زیدٍ لیس بأسودٍ، زیدٌ لیس بأبیضٍ، این سلب‌ها را صدق می‌کند اما حیوان و ناطقیت را دیگر نمی‌توانید از این سلب کنید و بگویید: سلب خودش یعنی سلب ذات زید از خودش. این هم در اینجا مد نظر است، این هم در اینجا مورد توجه است. خب اگر خودش را سلب کنید پس چطور می‌توانید این را اصلاً مبتدا قرار بدهید؟! پس حداقل خود ذاتش را در مقام تصور [سلب نکنید]، نه ذات در مقام تصدیق که حکایت بکند از وجود، حکایت بکند از وجود خارجی. اگر بگویید: زید به‌لحاظ وجود، زید موجودٌ، در اینجا وجود را بر زید حمل کرده‌اید و همین حمل کار را خراب کرده است. پس این زید را به‌لحاظ حقیقت تصوریۀ خودش دیگر نمی‌توانید از آن سلب کنید، یعنی ذات را نمی‌توانید از یک ذات بردارید. الآن وقتی که شما می‌گویید: این لیوانی که در دست من است سیاه نیست، الآن خود لیوان را ـ حالا کاری به وجود نداریم ـ خود لیوان را که دیگر نمی‌توانید سلب کنید و به‌جای لیوان چغندر مد نظر قرار بگیرد یا به‌جای لیوان کاغذ مدنظر باشد! لیوان‌بودن در اینجا ثابت است، حالا سیاهی را از آن سلب می‌کنید، قرمزی را از آن سلب می‌کنید، نرمی را از آن سلب می‌کنید، ولی خود لیوان‌بودن را به‌حال خودش نگه می‌دارید.