اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استحالۀ امکان بالغیر و تبیین امکان ذاتی در فلسفه اسلامی

بررسی نسبت امکان، وجوب و امتناع از دیدگاه آخوند

0
اسفار
اسفار

استحالۀ امکان بالغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با شرح دیدگاه مرحوم آخوند، ابتدا تقسیم موجودات به واجب، ممکن و ممتنع را تبیین می‌کند و سپس تفاوت امکان با وجوب و امتناع را از جهت اقتضا و عدم اقتضا توضیح می‌دهد. در ادامه، حقیقت امکان ذاتی و منشأ انتزاع آن از ماهیت بررسی می‌شود و نسبت آن با امکان بالغیر مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تکیه بر مباحث حیثیت واحده، منشأ انتزاع و اقسام قضایا نشان می‌دهد که امکان بالغیر در کنار امکان ذاتی قابل تحقق نیست؛ زیرا لازمه آن اجتماع دو امکان برای یک موضوع از یک جهت یا تبدیل اقتضای ذاتی شیء به وصفی مخالف با ذات آن است. حاصل بحث، اثبات استحالۀ امکان بالغیر و روشن‌شدن تفاوت آن با وجوب بالغیر و امتناع بالغیر در دستگاه فلسفی حکمت متعالیه است.

استحالۀ امکان بالغیر و تبیین امکان ذاتی در فلسفه اسلامی

6
  • پس اینکه یک مفهوم واحد و یک وصف واحد بخواهد هم به‌صورت امکان ذاتی و هم به‌صورت امکان بالغیر تجلی پیدا بکند، در اینجا اجتماع نقیضین لازم می‌آید که موضوع ما به‌لحاظی مقتضی امکان است و به‌لحاظی مقتضی امکان نیست و از ناحیۀ غیر به او امکان افاضه می‌شود. و اگر قرار باشد همان‌طور که مرحوم آخوند می‌فرمایند در اینجا بگوییم که دو وصف می‌آید: امکان ذاتی مال خودش است و دست به ترکیبش نمی‌زنیم، امکان بالغیر هم از ناحیۀ غیر می‌آید. مثل اینکه شخصی مانند زید یک لباس پوشیده و آن لباس همان لباس است، بعد یک شخص می‌آید و یک لباس دیگری که لباس مجلس است، یا عبا و قبا و عمامه یا کت و شلوار به او می‌دهد، خب این لباس را روی آن لباس می‌پوشد، این چه اشکال دارد که در عین اینکه خودش یک لباسی دارد، یک لباس دیگری از ناحیۀ غیر به او عنایت بشود؟! این موضوع زید هم بالنسبه به وجود همین‌طور است. این زید خودش ذاتاً لباس امکان ذاتی را به‌لحاظ ذات خودش پوشیده، یعنی لا اقتضاء است بالنسبه به ضرورت وجود و ضرورت عدم. و از ناحیۀ غیر هم وصف دیگری بر او بار می‌شود، در این‌ صورت اشکالی وجود ندارد.

  • باز در اینجا مسئله‌ای که پیدا می‌شود همان‌طور که مرحوم آخوند در اینجا می‌فرمایند، مسئلۀ لحاظ حیثیت واحده و حیثیات متکثره است. شکی نیست بر اینکه هر وصفی را که شما بر موضوع حمل می‌کنید، به‌لحاظ حمل محمول بر آن موضوع است. به‌لحاظ یک منشأ انتزاعی است که آن منشأ انتزاع موجب وجود قضایای مکثرۀ خارجی شده است. شما در وقتی می‌توانید کتابت را بر زید حمل کنید که زید کاتب باشد، در وقتی می‌توانید شاعر را بر زید حمل کنید که زید شاعر باشد. اگر زید شاعر نباشد که نمی‌توانید بگویید: زیدٌ شاعرٌ. اگر زید کاتب نباشد نمی‌توانید بگویید: زیدٌ کاتبٌ. اگر زید فقیه نباشد نمی‌توانید بگویید: زیدٌ فقیهٌ. پس انتزاع اوصاف متعدده از زید به‌لحاظ وجود منشأ انتزاع متعددۀ در زید است. وقتی که شما فقاهت را از زید انتزاع می‌کنید و بعد بر او حمل می‌کنید، این انتزاع فقاهت بر زید و بعد حملش بر زید که زیدٌ فقیهٌ، این به‌لحاظ یک وصفی است که در زید هست.