اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استحالۀ امکان بالغیر و تبیین امکان ذاتی در فلسفه اسلامی

بررسی نسبت امکان، وجوب و امتناع از دیدگاه آخوند

0
اسفار
اسفار

استحالۀ امکان بالغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با شرح دیدگاه مرحوم آخوند، ابتدا تقسیم موجودات به واجب، ممکن و ممتنع را تبیین می‌کند و سپس تفاوت امکان با وجوب و امتناع را از جهت اقتضا و عدم اقتضا توضیح می‌دهد. در ادامه، حقیقت امکان ذاتی و منشأ انتزاع آن از ماهیت بررسی می‌شود و نسبت آن با امکان بالغیر مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تکیه بر مباحث حیثیت واحده، منشأ انتزاع و اقسام قضایا نشان می‌دهد که امکان بالغیر در کنار امکان ذاتی قابل تحقق نیست؛ زیرا لازمه آن اجتماع دو امکان برای یک موضوع از یک جهت یا تبدیل اقتضای ذاتی شیء به وصفی مخالف با ذات آن است. حاصل بحث، اثبات استحالۀ امکان بالغیر و روشن‌شدن تفاوت آن با وجوب بالغیر و امتناع بالغیر در دستگاه فلسفی حکمت متعالیه است.

استحالۀ امکان بالغیر و تبیین امکان ذاتی در فلسفه اسلامی

7
  • و در اینجا آن بحث معروف و دقیق که تعدد اسماء و صفات الهی با توجه به وساطت ذات آن لازم می‌آید ظهور پیدا می‌کند و آن قاعدۀ کلی می‌آید. آن کسانی که عیب گرفتند، با چه مشکلاتی در اینجا مواجه می‌شوند! حالا وجود این زید به‌لحاظ حیثیات متکثرۀ در او موجب خلق قضایای متکثره در خارج است، زید به‌لحاظ کتابتی که در او هست، ما قضیۀ «زیدٌ کاتبٌ» را درست می‌کنیم، به‌لحاظ شعر، سلیقه و ذوق شعر، ما «زیدٌ شاعرٌ» را از او انتزاع می‌کنیم، به‌لحاظ درس فقهی که خوانده، ما «زیدٌ فقیهٌ» را از او انتزاع می‌کنیم و هلمّ‌جرّا.

  • پس زید اگر دارای یک منشأ انتزاع بیشتر نباشد، این منشأ انتزاع واحد [مانع از غیر است] ـ مثل اینکه به کسی گفتند: شما به‌درد چه چیزی می‌خورید؟ گفت: در باز کن! ـ این زید هم اگر یک وصف خارجی، یک وصف به‌تنهایی نداشته باشد، شما می‌توانید از او اوصاف متعدده‌ای انتزاع بکنید. اما اگر فقط یک وصف در این زید باشد، مثلاً فقط همان وصف صرف الوجود در این زید باشد، زیدٌ موجودٌ، شما نمی‌توانید دیگر در اینجا اوصاف بگویید که زیدٌ کاتبٌ، زیدٌ شاعرٌ، زیدٌ عالمٌ، زیدٌ فقیهٌ. فقط باید بگویید که «زیدٌ موجودٌ» یعنی بنده‌خدا فقط نفس می‌کشد. کار دیگری از او برنمی‌آید.

  • حالا با توجه به این قضیه ما در بحث امکان ذاتی و امکان بالغیر باید ببینیم که شما غیر از یک زید و غیر از یک وجود، چیز دیگری در قضیه‌تان که ندارید. زیدٌ موجودٌ. این وجود را بر این زید حمل کردید. این امکان ذاتی را در وهلۀ اول از حمل وجود بر زید انتزاع کردید، دیگر اینجا چه باقی ماند؟! خب امکان ذاتی را که انتزاع کردید! پس این امکان بالغیر را دوباره از همین قضیه می‌خواهید انتزاع بکنید. منشأ انتزاعش چیست؟ دیگر منشأ انتزاع در اینجا ندارد. این زید ما دیگر منشأ انتزاعی ندارد تا به‌لحاظ او امکان بالغیر را بخواهید در اینجا انتزاع بکنید. یک زیدی دارید و یک وجود دارید، زیدٌ موجودٌ. وجود را به‌لحاظ حمل بر زید، یا به ضرورت یا به امتناع یا به امکان حمل می‌کنید. خب دیگر منشأ انتزاعی ندارد. بله، اگر یک منشأ انتزاع دیگری در زید بود، به آن لحاظ شما امکان را [حمل] می‌کردید. خب آن که دیگر منشأ انتزاع ندارد و منشأ انتزاع هم که بالغیر نخواهد شد. این کلام مرحوم آخوند بود.