اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

بررسی سلب نسبت، لااقتضاء و معنای امکان ماهوی

0
اسفار
اسفار

استحالۀ امکان بالغیر و معنای امکان، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به تبیین معنای امکان نزد مرحوم آخوند خراسانی می‌پردازد و امکان را حاصل سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم معرفی می‌کند. سپس با بررسی دقیق اقسام قضایا، به‌ویژه سالبه محصله، سالبه المحمول و موجبه معدوله، نقش سلب و نسبت میان موضوع و محمول را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که سلب در قضایای سالبه ناظر به واقع خارجی است، نه نابودی نسبت در ظرف ذهن. در ادامه، دیدگاه مرحوم سبزواری درباره تفاوت اقسام قضایا بررسی شده و اشکال‌های آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بخش پایانی جلسه به نقد اشکال نخست علامه طباطبایی بر کلام آخوند اختصاص دارد و این پرسش را بررسی می‌کند که آیا تفسیر امکان به لااقتضاء موجب از بین رفتن جهت و ماده قضیه می‌شود یا خیر.

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

5
  • تلمیذ: ارتباط هست ولی نه ایجاب است و نه سلب. سلب این دوتا است.

  • استاد: پس این کدام است؟! پس این چه ارتباطی است؟! شما در قضیۀ موجبه چه می‌گویید؟! شما در قضیۀ موجبه می‌گویید: ارتباط [هست].

  • تلمیذ: می‌گوییم: «زیدٌ قائمٌ، زیدٌ لا قائمٌ، زیدٌ لیس بقائمٍ، خب همۀ اینها ربط است.

  • استاد:‌ می‌دانم، باز همۀ اینها ربط است، بالاخره همۀ اینها یک قضیه‌ای است.

  • تلمیذ: بله، خودش یک ربطی است. بین موضوع و محمول ربطی نباشد و الا حمل معنی ندارد؛ این را می‌گوییم: ربط.

  • استاد: احسنت، بسیار خوب، پس منظور آقایان که می‌گویند: در قضیۀ سالبه سلب ربط است، این سلب ربط در ذهن است یا در خارج است؟ این می‌خواهد بگوید: در خارج بین این دو ارتباطی نیست، اما در ذهن من که ارتباط هست، اگر ارتباط نبود که من قضیه درست نمی‌کردم. در عالم خارج بین زید و بین قیام هیچ ارتباطی نیست، اصلاً زید مفلوج است و تا آخر عمر هم مستلقیاً افتاده است.

  • تلمیذ: حالا اگر قضایای حقیقی باشد که کاری به این ندارد.

  • استاد: هرچه می‌خواهد باشد، تا قضیه، قضیۀ ذهنی است، همین‌طور که شما می‌فرمایید قضیه یعنی قضیۀ ذهنی، در قضیۀ ذهنی ما ربط می‌خواهیم هرچه می‌خواهد باشد، حتی وقتی می‌گویید: «شریک الباری ممتنعٌ» باز بین شریک الباری و بین ممتنع ربط است. یا وقتی می‌گویید: «اجتماع النقیضین ممتنعٌ» باز بین آنها ربط هست. حتی اگر بگویید: «واجب الوجود ممتنعٌ» باز بین واجب الوجود و بین ممتنع ربط برقرار کردیم. حالا آیا در عالم خارج هم بین واجب الوجود و بین امتناع ربط هست؟ نه‌خیر، این که مستحیل است. در عالم واقع، واجب الوجود واجب الوجود است. این یک مطلب.

  • بر این اساس مرحوم حاجی قضایای ثلاثه را بر فرق بر تمییز بین اینها به سه دسته تقسیم می‌کنند. البته مسئلۀ موجبۀ معدوله را کنار می‌گذارند و بعد راجع به دو قضیه، یکی سالبه محصِّله و یکی هم موجبۀ سالبة المحمول، یعنی در قضیه‌ای که سلب روی محمول رفته است نه‌اینکه سلب بر موضوع مقدم شده، بین این دو را این چنین فرق می‌گذارند: ایشان می‌فرمایند که در قضیۀ سالبۀ محصِّلۀ ما چهار ماده در قضیّه وجود دارد: یکی موضوع است و یکی محمول است و یکی هم نسبت بین موضوع و محمول و چهارم که سلب نسبت بین موضوع و محمول است. این چهار عنصرند که سالبۀ ما را تشکیل می‌دهند. وقتی که من می‌گویم: «لیس زیدٌ بقائمٍ» زید موضوع است و قائم هم محمول و نسبت حکمیه و بعد هم سلب این نسبت.